تبليغاتX
: :همه چیز در مورد شیطان: :
چهارشنبه سی ام خرداد 1386
:. جنایات شیطان پرستان .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
گوشه اى از جنايات و كارهاى منافى عفت شيطان پرستان را كه از زبان دو دختر انگليسى نقل شده : بيان مى كنيم تا ماهيت آنها براى همگان روشن تر شود.
دو خواهر نوجوان پرده از روى كارهاى منافى عفت شيطان پرستان مقيم انگليس برداشتند. و شكايت نامه اى را تسليم مقامات قضايى انگليس ‍ كردند شكايت آنها از والدين خود و جمعى از شيطان پرستان بوده به گفته آنها در يك مراسم مذهبى شيطان پرستان به اين دو دختر تجاوز كرده اند.
اين دو خواهر در زمان وقوع حادثه - كه در سال 1361 اتفاق افتاد - فقط 5 سال سن داشتند. ايشان در اظهارات خود خطاب به دادگاه عالى جنايى انگليس اعلام كرده اند، در اين گونه مراسم ، طرف داران اين فرقه بدون لباس ‍ به رقص و نوشيدن خون خرگوش مى پردازند.
اين دو دختر در اعترافات تكان دهنده شان در اين دادگاه گفته اند: شيطان پرستان خرگوش ها را به محل مراسم مى آوردند و آنها را زنده ، گردن مى زدند و خون تازه آنها را مى نوشيدند.
نيز گفته اند: والدين آنها كه شيطان پرست اند، ايشان را مجبور به نوشيدن خون خرگوش مى كردند. در مواردى هم به جاى خون خرگوش از خون بچه هاى نوزاد استفاده مى شود و سپس اجساد آنها را مى سوزاندند. گاهى از آنها خواسته شده ، در كشتن نوزادان مشاركت كنند.
در اين دادگاه ، 5 شيطان پرست از جمله پدر و مادر اين دو دختر به 20 فقره جرم ، شامل تجاوز جنسى ، لواط، اغفال و امثال آنها متهم شده اند.
اين ماجرا به طور جدى افكار عمومى انگليس را تكان داد. اين گونه رخدادها كه در انگليس اتفاق مى افتد برخى از روشن فكران انگليسى آنها را به كشورهاى جهان سوم نسبت مى دهند. در بسيارى موارد از آداب و سنت هاى ملت ها از جمله مسلمانان حتى رعايت حجاب را براى بانوان به عنوان آداب قديمى و كهنه و حتى متعلق به عصر بربريت نام مى برند.(450)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 10:36 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386
:. مهر شيطان بر پيشانى اين شخص .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
انس بن مالك نقل مى كند: در زمان حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم مردى بود كه از عبادت و كوشش او در نماز تعجب مى كرديم . نام و كيفيت عبادتش را به عرض مبارك آن حضرت رسانديم . حضرت او را نشاخت ، هيكل و قيافه اش را شرح داديم باز نشناخت . در همين بين خودش از راه رسيد. ما عرض كرديم : يا رسول الله صلى الله عليه و آله و سلم آن شخصى كه گفتيم همين فرد است .
فرمود: شما از كسى مى گوييد كه در پيشانيش مهر شيطان است . آن شخص ‍ وقتى كه به ما رسيد سلام نكرد!؟
حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم به او فرمود: تو را به خدا راست بگو، وقتى به اين جمع رسيدى با خود نگفتى كه در بين اين ها يك نفر از من بهتر نيست ؟
جواب داد: بلى ، صحيح است . آن گاه براى اداى نماز حركت كرد. حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم فرمود: چه كسى مى تواند اين مرد را بكشد؟ ابوبكر گفت : من . حضرت فرمود: برو او را بكش ، او هم به راه افتاد. وقتى كه درون مسجد رفت ، آن مرد در نماز بود. با خود گفت : ((سبحان الله )) مردى را در نماز بكشم ؟ با اين كه پيغمبر صلى الله عليه و آله وسلم از كشتن نمازگزار نهى فرموده است .
وقتى ابوبكر برگشت ، فرمود: چه كردى ، عرض كرد: يا رسول الله ! او مشغول نماز بود و به فرموده شما نمازگزار را نبايد كشت .
باز فرمود: چه كسى مى رود او را بكشد؟ عمر برخاست و گفت : من . اجازه گرفت و رفت . وقتى به آن مرد رسيد او را در حال سجده ديد. گفت : ابوبكر از من بهتر است او اين كار را نكرد، عمر هم برگشت . حضرت پرسيد چه كردى ؟ گفت : او را در سجده ديدم ، لذا از كشتن او صرف نظر كردم .
براى بار سوم حضرت فرمود: چه كسى آن شخص را مى كشد؟ حضرت على عليه السلام عرض كرد: يا رسول الله ! من او را مى كشم . فرمود: حركت كن و او را بكش .
حضرت على عليه السلام حركت كرد. وقتى درون مسجد رفت ، آن مرد بيرون رفته بود. على عليه السلام برگشت . پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم پرسيد: يا على ! چه كردى ؟ عرض كرد: يا رسول الله ! او رفته بود. آن جناب فرمود: اگر او امروز كشته مى شد دو نفر از امت من با هم اختلاف نمى كردند.(447)
آن مرد ذوالثديه (448) است كه در اثر سجده پيشانى او پينه بسته بود. وى در جنگ نهروان فرمانده و در راءس فتنه بود! و با 12 هزار نفر در مقابل لشكر حضرت على عليه السلام صف كشيدند و جنگ نهروان را برپا كردند. لشكريان حضرت على او و چهار هزار نفر از طرف دارانش را در كنار نهر به هلاكت رسانيدند و بعد از جست و جو پيكر كثيف او را در آب يافتند.
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 13:14 | | لینک به این مطلب
شنبه بیست و ششم خرداد 1386
:. شيطان عاقبت را از آن اغنيا مى داند! .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

امام صادق عليه السلام فرمود: در بنى اسرائيل عابدى بود كه مكرر مى گفت ((الحمد الله رب العالمين و العاقبه للمتقين )). شيطان از مداوت او بر اين گفتار در خشم شده و شيطانى را نزد او فرستادو به او گفت بگو: ((و العاقبه للاءغنياء)) يعنى عاقبت نيكو از براى توان گران است .
چون شيطان پيش عابد آمد و اين را گفت : ميان او و عابد مؤمن نزاع در گرفت قرار گذاشتند نخستين كسى را كه ببينند، از او بپرسند و به نظر او راضى شوند. به شرط اين كه نظر هر كدام موافق بود، او دست ديگرى را قطع كند. كمى رفتند تا به شخصى رسيدند كه از شياطين بود به شكل انسان از او پرسيدند: آيا عاقبت نيك از آن پرهيزگاران است يا توان گران ؟
گفت : عاقبت نيكو مال توان گران است . چون شيطان اين را شنيد فورا دست عابد را قطع نمود. باز عابد مى گفت : ((الحمد الله رب العالمين و العاقبه للمتقين )).
شيطان ناراحت شد و گفت : هنوز همين را مى گويى ؟ باز ميان آن دو، مشاجره شد. اين بار نيز قرار گذاشتند از اولين كسى كه مى بينند بپرسند. بار ديگر شيطان مجسم شد. چون قضيه را براى او گفتند، گفته شيطان را تاءييد كرد، و گفت : ((والعاقبه للاءغنياء))
شيطان دست ديگر عابد را قطع نمود. باز هم عابد آن جمله را زمزمه مى كرد كه مرتبه سوم نزاع ميانشان واقع شد. اين دفعه قرار شد به اول كسى كه برخورد كنند و وى به نفع هر كس قضاوت نمايد او گردن ديگرى را بزند. پس خداوند ملكى را به صورت شخصى فرستاد. چون قضيه را مطرح نمودند. آن شخص گفت : عاقبت نيكو براى تقوا پيشگان است و فورا دست هاى آن عابد را به جاى خود گذاشت و دست بر آن ماليد سالم شد او هر گردن شيطان را زد.
از آيات و روايات به دست مى آيد كه فقط پرهيزگاران رستگار مى شوند و اعمال آنان مورد قبول است . قرآن هم با صراحت مى فرمايد:
انما يتقبل الله من المتقين
((همانا خداوند اعمال صالح را از افراد متقى قبول مى كند))(446).

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 13:31 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386
:. شيطان و شراب خواران قمار باز .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
از جمله چيزهايى كه شيطان را به سرمايه گذارى روى آن تشويق مى كند، اختلاف انداختن در ميان مردم است ، چون بر اثر دشمنى ، آمد و شدها قطع شده و اختلاف و جدايى پديد مى آيد. در نتيجه به زد و حورد و كشت و كشتار، مى انجامد و مايه خرسندى او مى گرد.
به طورى كه قرآن گفته : عداوت و دشمنى از شراب و قمار ناشى مى شود.(445) انسان شراب خورد عقل خود را از دست مى دهد و ديگر كسى را نمى شناسد، مانند حيوان درنده به همه افراد حمله مى كند و آنها را مى زند، مجروح كرده و مى كشد. تاريخ به ياد دارد، كسان زيادى كه در اثر شرب خمر كشته و مجروح شده اند.
و قمار باز، وقتى باخت دشمنى برنده را در دل مى گيرند و در كمين مى نشيند، هر وقت فرصت پيدا كرد انتقام خود را از وى مى گيرد.
قمار باز چندين ساعت تمام حواس خود را جمع كرده تا بر حريف خود غالب شود. او به هيچ چيز جز برنده شدن نمى انديشد، اگر ناكام بماند با تنى رنجور و اعصابى در هم ريخته به مردم پرخاش مى كند و ناسازگارى مى نمايد و اگر خسته به خانه و بازار رود. ديگر تحمل شنيدن هيچ چيز را ندارد و حاضر است به بهانه هاى پوچ زمينه اى فراهم شود كه با مردم نبرد كند، همان چيزى كه شيطان به دنبال آن است .
طبق گفته قرآن و اخبار: چند چيز از خواسته هاى شيطان است . مانند شراب و قمار، بت پرستى و بخت آزمايى ، بازى با شطرنج و حتى بازى بچه ها با پول و گردو. كسانى كه اين بازى ها را مى كنند، سينه خويش را براى شيطان لانه كرده اند نه نام خدا و رحمان .
تا به كى ابليس را بر عرش يزدان راه دادن
از چه ديو دزد را بر گنج دل محرم نمودن
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 11:11 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386
:. شيطان و ربا خواران .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
يكى از گناهان كبيره در اسلام ، رباخوارى است كه خداوند به خورندگان آن وعده عذاب داده و آن را از هر گناهى بزرگتر به حساب آورده است . حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم مى فرمايد: ربا هفتاد نوع است و كوچكترين آن پيش خدا مانند كسى است كه با مادر خود نزديكى كرده باشد.(439)
روايتى ديگر از جميل بن دراج از امام صادق عليه السلام مى گويد آن حضرت فرمود: يك درهم ربا پيش خدا از هفتاد زنا كه تمام آنها با محارم انسان در بيت الله الحرام انجام شده باشد، بزرگتر است .(440)
از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم روايت شده : وقتى مرا به آسمان بردند، مردانى را ديدم كه شكم آنها مثل خانه هايى است كه پر از مارها باشند و از بيرون داخل آنها پيدا است . پرسيدم : اى جبرئيل ! اينان چه كسانى هستند؟ گفت : اين ها ربا خواران اند.(441)
و به گفته قرآن : ربا خواران روز قيامت بر نمى خيزند مگر مانند كسى كه شيطان آنان را مس كرده باشد.(442)
علامت ربا خواران اين است كه شيطان ، هم در دنيا و هم در آخرت آنان را مس مى كند و حالت جنون و صرع به آنها دست مى دهد. تعادل خود را از دست مى دهند و مانند ديوانگان به اين طرف و آن طرف مى افتند.
درباره مس شيطان در دنيا، روايتى از امام صادق عليه السلام هست كه گويد: رباخوار از دنيا بيرون نمى رود، مگر اين كه به نوعى از جنون دچار خواهد شد.
اين روايت ، مس شيطان در دنيا را بيان مى كند: در همين دنيا ربا خوار، اگر چه يك روز به آخر عمرش باقى مانده باشد، به صرع و جنون و از كار افتادن مغز گرفتار مى شود.(443)
و اما مس شيطان بر رباخوار، در آخرت اين كه مال ربايى و ثروت حرامشان و بال آنان خواهد شد. حديثى است كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم كه فرمود: هنگامى كه به معراج رفتم ، دسته اى از مردم را ديدم كه شكم آنان بس بزرك بود، هر چه تلاش مى كردند برخيزند و راه بروند، براى آنان ممكن نبود و پى در پى به زيمن مى خوردند. از جبرئيل پرسيدم اين چه افرادى هستند؟ و جرمشان چيست ، جواب داد: اين ها ربا خواران هستند.(444)
هم چنين ممكن است روز رستاخيز و هنگام زندگى در آن جهان در شكل ديوانگان و مصروعان محشور شوند.!
شيطان ، اول انسان را به ربا گرفتن وادار مى كند و در آخر عمر هم او را به جنون و ديوانگى و از كار افتادن مغز دچار مى نمايد. در قيامت هم بى اختيار شدن و پى در پى به زمين خوردن و در آخرين مرحله هم انسان را محكوم كردن و گناه را به گردن او انداختن است .
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 13:25 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و دوم خرداد 1386
:. شیطان پاسبان شب می شود .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
اصبغ بن نباته از امير المومنين نقل مى كند كه فرمود: سوگند به آن كسى كه محمد را به حقيقت برانگيخته و خاندانش را گرامى داشته ، هيچ چيز از وردها و دعاها نيست كه شما آنها را بجوييد از براى محافظت مرض و از سوختن ، غرق شدن ، دزدى ، گمشده و گريختن چهارپايان ، مگر اين كه در قرآن است . هر كه خواهد از من بپرسد - تا به او جواب گويم .
مردى برخاست و عرض كرد: يا اميرالمؤمنين براى ايمنى از دزد اگر آيه اى در قرآن است ، به من بگو؛ زيرا كه پيوسته شب ها از من دزدى مى شود.
فرمود: چون به بستر خواب رفتى - اين آيه را تا آخر سوره بخوان -: ((قل ادعوا الله او ادعوا الرحمن اياما تدعوا....)) تا آن جا كه مى فرمايد: و كبره تكبيرا.(435)
و پس از آن فرمود: هر كس در بيابان خالى از سكنه شبى را به سر برد - آين آيه را خواند:
((ان ربكم الله الذى خلق السموات و الارض فى سته ايام ثم استوى على العرش ...)) تا آن جا كه مى فرمايد: ((تبارك الله رب العالمين ))(436) فرشتگان او را محافظت كنند و شياطين از او دور گردند.
بعد آن مرد به مسافرت رفت ، به ويرانه اى رسيد، شب را در آن جا خوابيد، ولى اين آيات را نخواند. شيطان به سراغ او رفت و بينى او را گرفت . در اين حال رفيق شيطان به او گفت : او را مهلت بده ، آن مرد - از اين حرف - بيدار شد و آيه را خواند، همان آيه اى را كه اميرالمؤمنين فرموده بود.
در اين حال شيطان به رفيقش گفت : خدا بينى تو را به خاك ماليد. اكنون بايد تا به صبح او را پاس دارى كنى . چون صبح شد. نزد اميرالمؤمنين عليه السلام آمد و جريان را گفت : بعد از آن عرض كرد: يا على در سخن شما شفا و راستى يافتم . وقتى آفتاب بالا آمد به آن جا رفت و جاى موهاى شيطان را در زمين ديد.(437)
بلى ، اگر كسى به آيات قرآن معتقد باشد، و آنها را ((وحى )) و از جانب خدا دانسته و بداند كه خواندن آنها اثر دارد و با همان اعتقاد بخواند اثر خواهند داشت .
اگر چه بعضى معتقدند كه هر چه بايد واقع شود، مى شود و چيزى نمى تواند جلوى آن را بگيرد؛ ولى خداوند متعال خودش در قرآن مى فرمايد:
يمحو الله ما يشاء و يثبت و عنده ام الكتاب .
((خداوند هر چه را كه بخواهد - از چيزهايى كه براى انسان مقدر كرده - محو و نابود مى كند و چيزهاى ديگر را به جاى آنها برقرار مى كند و پيش ‍ خدا است ام الكتاب (لوح ) محفوظ))(438)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 13:4 | | لینک به این مطلب
دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386
:. شيطان هنگام مرگ .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

در روايات آمده ؛ هنگام مرگ انسان ، شيطان به سراغ او مى آيد و با هر وسيله و نويدى مى خواهد او را دو دل كرده و ايمانش را بگيرد؛ ولى مؤمن واقعى او را خوب مى شناسد و ابدا به وعده هاى او دل خوش نمى كند.
ابن خديجه مى گويد: امام صادق عليه السلام فرمود: تمام كسانى كه در آستانه مرگ قرار مى گيرند، ابليس يكى از ماءموران خود را وا مى دارد كه نزد او برود و او را به كفر بخواند. او هم آن قدر شبهه در دين او وارد مى كند كه با دو دلى روحش از بدنش جدا مى شود؛ ولى مؤمن حقيقى نمى گذارند شيطان بر گرده او سوار شود.
بنابر اين ، هر ديدار كننده با بيمار در حال مرگ بايد شهادت به توحيد و نبوت را به وى تلقين نمايد و: ((لا اله الا الله محمد رسول الله )) را به او ياد آورد شود تا آن كه بيمار جان دهد.(434)
در اسلام سفارش شده كه هنگام ديدار با بيمار نبايد به حالت جنب رفت و نيز موقع داخل شدن بر ميت بايد شخص با وضو باشد، سوره ((يس )) و ((وصافات )) را بخواند، دعاى عديله بخواند، اطاق را معطر كنند؛ چون زمان فرود آمدن ملائكه است و آنها از بوى عطر خشنود مى شوند و شياطين از بوى عطر و قرآن خواندن و بسم الله گفتن ناراحت مى شوند و بيرون مى روند.

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 10:43 | | لینک به این مطلب
شنبه نوزدهم خرداد 1386
:. شيطان در مرحله اول زمين خورد .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
اگر گفتار و كردار و حركات انسان براى خدا باشد از دشمن نمى ترسد، بر شيطان دشمنان دين غالب خواهد شد و اگر از روى هوا و هوس و ماديات باشد شيطان و بى دينان بر او غالب خواهند گشت .
گويند: در بنى اسرائيل عابدى بود. او را گفتند: در فلان جا درختى است كه قومى آن را مى پرستند. او براى رضاى خدا و تعصب در دين خشم گرفت و از جاى برخاست ، تبر بر دوش نهاد و رفت تا آن درخت را از بيخ و بن قطع كند.
ابليس به قيافه پيرمردى در آمد جلوى او را گرفت . از وى پرسيد: كجا مى روى ؟ عابد گفت : به فلان جايگاه مى روم تا آن درخت را قطع كنم كه ديگر مردم آن را نپرستند.
ابليس گفت : برو به عبادت خود مشغول باش كه اين كار از دست تو بر نيايد عجله ناراحت شد و با وى در آميخت ، ابليس را بر زمين زد و روى سينه او نشست .
ابليس گفت :اى عابد! خداوند پيامبرانى دارد، اگر بخواهد اين درخت قطع شود، يكى از پيامبران خود را مى فرستد تا آن را ببرد، به تو چه مربوط است ؟ خداوند به تو چنين دستورى را نداده است . عابد گفت : من بايد اين درخت را قطع كنم و چاره اى غير از اين نيست .
ابليس گفت : تو مردى فقير و عيال مند هستى و مردم خرجى تو را تاءمين مى كنند. اگر دست از كار خود بردارى و درخت را قطع نكنى ، من قول مى دهم كه هر روز دو دينار در زير بالش تو بگذارم تا هم خودت از آن استفاده كنى هم به عابدهاى ديگر صدقه دهى و انفاق نمايى و هر روز از بابت صدقه ثوابى عايد تو گردد. عابد قدرى در اين باره فكر كرد و با خود گفت : يك دينار را به مصرف خود مى رسانم و يكى ديگر را صدقه مى دهم . اين كار براى من بهتر است تا كندن آن درخت ؛ زيرا كندن آن ، كار پيامبران است نه كار من ! برگشت بامداد روز اول و دوم دست زير بالين خود، دو دينار را برداشت و به مصرف رسانيد. روز سوم ديد كه از دينار خبرى نيست . خشم گرفت ، تبر را برداشت و حركت كرد. گفت : اين دفعه تا درخت را قطع نكنم بر نمى گردم .
بار ديگر ابليس سر راهش را گرفت و گفت : اى عابد! از اين كار دست بردار كه از عهده ات بر نمى آيد. اين بار هم باز در هم آويختند ابليس عابد را بر زمين زد و روى سينه زمين زدى .
ابليس پاسخ داد: دفعه اول تو به قصد رضاى خدا براى قطع درخت حركت كردى ، خشم تو خدايى بود و خداوند هم مرا مغلوب كرد و بر زمين زد و تو مسلط شدى ؛ چون هر كس براى خداكارى انجام دهد، مرا بروى تسلطى نيست ؛ ولى اين دفعه تو با طمع و براى دنيا خشم گرفتى و تابع هواى نفس ‍ خود شدى ، از اين جهت من بر تو غالب شدم و ترا زمين زدم .(433)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 14:2 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفدهم خرداد 1386
:. تسلط شيطان بر بدن ايوب .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
وقتى كه شيطان ايوب را چنين ديد، دشمنى اش فزونى يافت و عرض كرد: خداوندا! سپاس ايوب براى اين است كه بدنش سالم مى باشد و مى گويد: باز كار مى كنم و اموالى به دست مى آورم . او مى داند كه به زودى آن چه از او گرفته اى باز پس خواهى داد، هنوز شكر تو را مى كند و خود را نباخته است .
الحال اگر مرا بر بدنش مسلط كنى خواهى ديد كه ديگر شكر نخواهد كرد! خطاب از جانب خداوند به او رسيد كه تو را بر بدنش مسلط گردانيدم - به غير از عقل و دل ، گوش و چشم و زبان او زيرا تو را در آنها تصرف نيست و آنها مربوط به من است .
آن ملعون چون رخصت يافت به سرعت فرود آمد كه مبادا ايوب رحمت الهى را در يابد و بين او و شيطان حائل شود. آمد تا سد راه آن شود. پس از آتشى كه خودش از آن خلق شده بود، در سوراخ ‌هاى بينى ايوب دميد كه از تاپايش زخمى گشت . مدت بسيارى در رنج بود. هم چنان ايوب را در حمد و شكر الهى كوشتاتر مى يافت و زبانش دايما در ياد خدا بود.
مصيبت بر آن حضرت سخت شد كه ديگر نتوانست داخل شهر بماند، از شهر و زندگى در آن دست شست و به بيرون شهر رفت . هر روز ناتوانى اش ‍ بيشتر مى شد و در عوض شكر و سپاس گزارى او افزايش مى يافت . يك مرتبه نشد كه از درد خويش گلايه كند. روزى عيال او ((رحيمه )) عرض ‍ كرد: اى ايوب ! مرض تو طول كشيد از خدابخواه كه تو را عافيت عنايت فرمايد.
فرمود: اى زن ! چند سال در حال رفاه و سلامت بودم . گفت : متجاوز از هفتاد سال . فرمود: چند سال است كه بلا و مرض به من روى آورده ؟ گفت حدود هفت سال . فرمود: هفتاد سال در رفاه و سلامت بودم اگر هفت سال در بلا و رنج باشم آيا جا دارد كه تندرستى خود را از خدا بخواهم ؟
وقتى شيطان ديد هر چه اندوه بيشتر مى شود، شكر گزارى اش فزونى مى يابد، ناراحت شد، رفت پيش جماعتى از ياران ايوب و گفت : بياييد برويم نزد آن بنده مبتلا شده و از او بپرسيم به چه دليل به اين بلاى عظيم مبتلا گرديده است . چون نزد ايشان آمدند، گفتند: كاش ما را از گناه خود خبر مى دادى ، زيرا ما گمان نداريم اين بيمارى تو را مگر به واسطه گناهى كه از ما پنهان كرده اى !
فرمود: به عزت پروردگار سوگند مى خورم كه من گناهى نكرده ام . هرگز طعامى نخورده ام ، مگر آن كه يتيمى يا مسكينى را با خود شريك كرده ام . هرگز دو طاعت براى من پيش نيامده ، مگر اين كه هر كدام را بر من دشوارتر و سخت تر بوده است برگزيده ام شيطان از كار او سرگردان گشته بود. چه كند كه او را از شكر گزارى باز دارد؛ زيرا حيله او در آن حضرت اثر نكرد و به مقصودش نرسيد.(432)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 14:26 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386
:. شيطان از اين ها نفرت دارد .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
1. خطاف ؛
پرستو، يكى از پرندگانى است كه شيطان از او فرار مى كند. آن پرنده قرآن مى خواند. امام صادق عليه السلام مى فرمايد: اين پرنده حافظ قرآن است و سوره حمد مى خواند و كلمه ((ولاالضالين )) او مثل گفتن انسان است .(427)
2.كبوتر؛
كبوتر لاعى ، بلكه همه كبوترها شيطان را دور مى كنند. امام صادق و امام معصوم عليهم السلام اين پرنده را در خانه نگاه مى داشتند و مى فرمودند: بال كبوتر براى شيطان به منزله بادبزن است . همين طور كه بادبزن مگس ها را پراكنده مى كند و مى راند صداى بال كبوتر شيطان را فرارى مى دهد.
3.خروس ؛
خروس هم يكى ديگر است ، خصوصا خروس سفيد، ناراحتى شيطان از اين پرنده ، به اين دليل است كه تسبيح و ذكر مى گويد و ذكر او ((سبوح قدوس رب الملائكه و الروح )) و ((اذكرو الله يا غافلين )) مى باشد. اين حيوان وقت شناس است و مانند مؤ ذن اوقات نماز را اعلام مى كند.
ما خروسان چون مؤ ذن راستگو
هم رقيب آفتاب و سايه جو
پاسبان آفتابيم از دورن
گركنى طشتى به روى ما نگون (428)
4.گريز از روزها؛
روز عرفه ، عيد قربان ، جمعه و روز عيد فطر، از روزهايى هستند كه خداوند گناهان را مى آمرزد.
5.بلند گفتن بسم الله ؛
شيطان از بلند گفتن ((بسم الله )) بدش مى آيد. از امام جماعتى كه ((بسم الله )) را بلند بگويد فرار مى كند. امام زين العابدين به ابوحمزه ثمالى فرمود: وقتى كه صف جماعت بسته مى شود. ابليس مى آيد و از شيطانى كه موكل بر امام جماعت است ، مى پرسد: آيا امام جماعت ((بسم الله )) را بلند گفت تا آهسته ؟ اگر بگويد بلند گفت ، مى گريزد و اگر بگويد آهسته گفت ، شيطان مى آيد و بر دوش آن پيش نماز، سوار مى شود تا از نماز فارغ شود.(429)
6.استغفار؛
برگشتن از گناه ، اميد شيطان را قطع مى كند راحت و آرامش نمى گذارد تا وقتى كه باز او را به گناه و معصيت وادار نمايد.(430)
تسلط شيطان بر اموال ايوب
بيش ترين كوشش شيطان اين است كه اگر كسى خدا را بپرستد يا شكر نعمت هايش را ادا نمايد يا كارهاى نيك ديگرى انجام دهد وى را از عبادت و شكر خدا باز دارد و به انحراف و گمراهى اندازد و از حق و حقيقت دور بدارد. درباره يكى از كسانى كه آن ملعون آخرين سعى خود را كرد تا منحرفش كند و از كار خير و عمل صالح بازش دارد، حضرت ايوب عليه السلام بود؟
ابوبصير از امام صادق عليه السلام پرسيد: بلاهايى كه حضرت ايوب عليه السلام به آن مبتلا شد به چه سبب شد؟ فرمود: براى نعمت بسيارى كه خداوند به آن حضرت عنايت فرمود و او هم شكر نعمت هاى خدا را آن طور كه شايسته بود به جا مى آورد و در شكر گزارى كوتاهى نمى كرد.
شيطان وقتى شكر گذارى به امام ايوب عليه السلام را ديد آتش خود بينى اش شعله ور شد عرض كرد: پروردگارا! ايوب عليه السلام به اين جهت شكر و ثناى تو را مى كند كه نعمت فراوان به او عنايت كرده اى . اگر از نعمت هايى كه به او عنايت نموده اى محرومش نمايى ، خواهى ديد كه ديگر سپاس گر نخواهد بود، براى امتحان ، مرا بر دارايى اش مسلط كن تا بدانى ديگر هرگز تو را شكر نمى كند!
خطاب از ((رب الارباب )) به شيطان رسيد: تو را بر اموال و ثواب او مسلط كردم ، هر كارى كه مى توانى انجام بده ، تا براى همه معلوم شود كه شكر ايوب براى مال و ثروت نيست . بلكه شكر و حمد و ثناى او فقط براى اين است كه مرا شناخته و به من عشق مى ورزد.
شيطان از شنيدن اين فرمان شاد شد و همه ثروت ايوب را از بين برد. امام سپاس گزارى هاى ايوب زيادتر شد. عرض كرد: خدايا! مرا بر زراعت هاى او مسلط فرما، ايوب چون دلش خوش است كه زراعت دارد از اين جهت ، شكر مى كند. خداوند او را بر آنها هم مسلط كرد.
شيطان با همه يارانش بر زراعت هاى او دميدند، و همه آنها دستخوش آتش ‍ شدند اما شكر او زيادتر شد. خداوندا! مرا بر گوسفندان و گاوها و شتران او مسلط فرما؛ زيرا هنوز اميد او به چهار پايانش هست . خداوند به او رخصت داد. آن ملعون هم تمام گوسفندان و شترهاى حضرت ايوب عليه السلام را نابود كرد. باز روحيه بندگى او افزونى يافت .
گفت : اى خدا! ايوب 12 پسر رشيد دارد و اميدش به فرزندانش است و مى گويد: با كمك فرزندان باز هم مال و ثروت به دست خواهم آورد. گوسفندان و شتران باز پيدا مى شوند، كشاورزى رونق مى گيرد و كشت و كار به جريان مى افتد. مرا بر پسران او مسلط فرما، وقتى رخصت گرفت شبى كه همه فرزندان ، مهمان برادر بزرگتر بودند آن ملعون ساختمان را بر سرشان خراب نمود. چون خبر به ايوب عليه السلام رسيد، حمد خدا را كرد و گفت : خدايا! روزى به من فرزند دادى و روزى گرفتى اختيار همه به دست تو است .(431)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 12:5 | | لینک به این مطلب
دوشنبه چهاردهم خرداد 1386
:. ناگوارى هاى شيطان .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
از چند عمل و چند چيز است كه شيطان بدش مى آيد. او به وسيله آنها ناراحت مى شود و فرار مى نمايد، در اثر ناراحتى گريه مى كند و دست و پاى خود را مجروح مى سازد و گوشه نشينى را اختيار مى نمايد از جمله :
1- سجده كردن براى خدا؛
زيد شحام مى گويد: از امام صادق عليه السلام شنيدم كه فرمود: انسان مؤمن وقتى در برابر خدا سجده مى كند و آن را طول مى دهد، شيطان از ناراحتى فريادش بلند مى شود، به كنارى مى رود گريه مى كند و مى گويد: اى واى بر من ! چگونه اين بنده خدا، او را اطاعت مى كند و من معصيت كردم ، او سجده مى كند و من از آن سرپيچى نمودم .(417)
در حديث ديگرى وارد شده كه : سجده هاى خود را طولانى كنيد؛ زيرا سجده طولانى بينى شيطان را به خاك مى مالد.(418)
2. تلاوت قرآن ؛(419)
يكى از چيزهايى كه شيطان را ناراحت مى كند خانه اى است كه در آن قرآن تلاوت شود؛ زيرا خانه اى كه در آن قرآن تلاوت نمايند بركت در آن زياد مى شود، ملائكه در آن وقت و آمد مى كنند. جايى براى شيطان باقى نمى ماند و از آن جا دورى مى كند؛ در حالى كه از آن خانه و اهلش ناراحت است و با چشم غضب به آنها مى نگرد.(420)
3. ديدار با مؤمن ؛
ديد و باز ديد مؤمنان از يك چنان شيطان و لشكريان او را ناراحت مى كند كه صداى خود را به استغاثه بلند مى كنند، و به صورت خود مى زنند و دست و پاى خود را زخمى مى نمايند.(421)
4. صدقه دادن ؛
روزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم از شيطان پرسيد:اى ملعون ! چرا مانع از صدقه دادن مى شود؟ عرض كرد: عرض كرد: يا رسول الله ! اگر اره اى بر سر من گذارند و مانند درخت و چوب سرم را اره كنند، براى من راحت تر است از صدقه دادن اشخاص . آن حضرت فرمود: چرا از صدقه ناراحتى ؟ در جواب گفت : در صدقه دادن پنج خصلت است .1. مال را زياد مى كند. 2. مريضان را شفا مى دهد. 3. بلاها را دفع مى كند. 4. صدقه دهندگان به سرعت برق از پل صراط عبور مى كنند. 5. بدون حساب داخل بهشت مى شوند و عذابى براى آنان نيست . رسول گرامى صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: خدا عذابت را زياد گرداند.(422)
5. فرو بردن غضب ؛
موقعى كه انسان غضب مى كند، شيطان شاداب مى شود، اما اگر بتواند غضب خود را فرو مى برد و از آن بكاهد، به شيطان زجر داده و او را ناراحت كرده ؛ به طورى كه از او ماءيوس مى شود و از او مى گريزد.
6. مسواك زدن ؛
زمانى كه انسان هنگام نماز و خواب و غيره دهان خود را مسواك مى كند شيطان را به غضب مى آورد.(423)
7. نماز اول وقت ،
نماز اول وقت علاوه بر آن كه فضيلت زياد دارد و اقتدا كردن به امام زمان است ، باعث قبولى آن مى شود كه ناراحتى و اذيت او را در پى دارد.(424)
8. صله رحم ؛
ديد و باز ديد كه خويشان و كمك نمودن به ايشان ، بينى شيطان را به خاك مى مالد و او را مى رنجاند.
9. دعا هنگام عطسه ؛
وقتى كسى عطسه كند و ديگرى برايش دعا كند و بگويد ((يرحمك الله )) و عطسه كننده در جواب بگويد: ((يغفر الله لك )) براى شيطان سخت تر از آن هيچ چيز نيست .(425)
10. سكوت ؛
در مجالس و گرد هم نشستن ها، پشت سر كسى چيزى نگفتن او را به غضب مى آورد.(426)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 18:26 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سیزدهم خرداد 1386
:. دل خوشى هاى شيطان .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
شيطان از بعضى كارها، گفتارها و برنامه ها خرسند مى شود! گاهى خوشحالى او چنان زياد است كه فرياد مى زند و آن خبر دل نشين را به فرزندان و دوستان و طرف داران خود مى دهد:
1. امام صادق عليه السلام مى فرمايد: آن اندازه كه مرگ عالم ، فقيه و دانش مند شيطان را خوشحال مى كند هيچ چيز ديگر او را خوشحال نمى كند.(411)
2. شيطان مى گويد: از جمله كسانى كه اندوه مرا بر طرف و سرخوشى و شادابى به من مى دهند و به همين خاطر آنها را بر گردن خود سوار مى كنم ،
زن ها هستند! آنان نور چشمان من اند. وقتى كه لعن و نفرين بندگان صالح بر من جمع مى شود، پيش زن ها مى روم . با هم نشينى با آنان تمام ناراحتى بر من بر طرف مى شود.(412)
3. شيطان از الاغ خوشش مى آيد، به خصوص اگر الاغ سياه باشد. مى آيند و با او بازى مى كنند. گاهى آن را مى ترسانند، حيوان مى رمد و صاحب خود را بر زمين مى زند و آنها مى خندند. گاهى خارى زير دم آن مى گذارند، الاغ بر مى جهد و لگد مى زند. گاهى هم صاحب الاغ مى خواهد از راهى برود كه شياطين دم الاغ را مى گيرند و نمى گذارند برود.(413)
4. از شيطان پرسيدند: كدام طايفه را بيشتر دوست دارى ؟
گفت : دلالان را، چون من به دروغ گويى آنان قانع بودم . آنها قسم دروغ را هم بر آن مى افزايند!(414)
5. وقتى دو نفر با هم نزاع كرده و از هم قهر نمايند، شيطان از خوشحالى در پوست خود نمى گنجد و فرياد مى زند.(415)
6. روزى حضرت سليمان بن داوود عليه السلام از شيطان پرسيد: چه كارى نزد تو محبوب تر است كه همان كار نزد خداى متعال منفورترين كارها است . گفت : در هم آميختن مرد به مرد و زن به زن - مرد با مرد عمل زشتى انجام دهد كه آن را لواط گويند و زن با زن عمل زشتى انجام دهد كه آن را مساحقه گويند.
7. شيطان از رنگ و لباس قرمز خوشش مى آيد؛ چون خون انسان و اغلب حيوانات قرمز است . او با ديدن رنگ قرمز رام مى شود. آن ملعون تشنه خون است و از خون ريزى استقبال مى كند.
8. خنده و قهقهه او را خوشحال مى كند.
9. شيطان از آدم لخت و عريان خوشش مى آيد و از او لذت مى برد و در او طمع مى كند. در احاديث آمده است : كراهت دارد انسان لنگ در زير آسمان يا در ميان آب در حمام غسل كند.(416)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 12:2 | | لینک به این مطلب
جمعه یازدهم خرداد 1386
:. شيطان در چند جا زوزه كشيد .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
اول ، وقتى كه حضرت آدم عليه السلام توبه كرد و خداوند توبه او را پذيرفت - هنگامى كه او از بهشت اخراج شد، دويست سال گريه كرد تا اين كه جبرئيل نازل شد و گفت : اى آدم آن اسامى كه بر ساق عرش نوشته بود بخوان و خدا را به آنها قسم بده تا توبه ات قبول شود - و آنها را به آدم ياد داد. - چون حضرت آدم خدا را نافرمانى كرد و از بهشت بيرون آمد، شيطان خوش حال كه آدم هم مانند او از بهشت رانده شده است ؛ ولى آدم با توجه به خدا توبه اش پذيرفته شد. اين شيطان ملعون از سوز دل ناله كرد كه ملائكه آسمان و زمين را متوجه كرد و همه او را لعنت كردند.(400)
دوم ، روزى بود كه حضرت يوسف از دست زليخا گريخت ، ووقتى زيلخا يوسف را خريد، عاشق او شد و او را در سالن شاهى برد و درها را بست ، شيطان خوش حال شد كه پيغمبر زاده و گبر زاده را در مجلس خلوتى جمع كرده ، يوسف زنا مى كند، و نامش از مرتبه نبوت محو خواهد شد! هنگامى كه يوسف فرار كرد و خود را نجات داد، بر مقام و مرتبه او افزوده مى شود - اين بود كه شيطان از سوز دل ناله اى كرد كه ملائكه صداى او را شنيدند و لعنتش نمودند.(401)
سوم ، در عيد غدير خم وقتى كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله و سلم حضرت على عليه السلام را به خلافت نصب كرد و فرمود: ((من كنت مولاه فعلى مولاه )) بعد فرمود:اى مردم ! دوستى على حسنه است . با دوستى و ولايت على هيچ گناهى مانع از رفتن به بهشت نمى شود. در اين هنگام شيطان از دل پر درد خود ناله اى كشيد و گفت : از اين پس چه كنم و چاره من چيست ؟ اولاد خود را جمع كرد و گفت : تا مى توانيد مردم را به شك اندازيد. محبت و ولايت و دوستى على را چنان بر مردم مشتبه كنيد كه او را به خدايى باور كنند و از راه غلو به جهنم بروند. و عده اى از راه و روش او برگردند و جهنمى شوند.(402)
چهارم ، روز عاشورا بشيار زحمت كشيد تا زمينه اى فراهم آورد به طورى كه همه لشگر عمر سعد عليه امام حسين عليه السلام شوريدند و او را به قتل رساندند! آن گاه همه شياطين ، روى زمين پخش شدند و با شادى و خوانندگى ابراز خرسندى كردند. شيطان مى گفت : عجب خلق خدا را گمراه كردم . گاهى به صورت شمر و گاهى به صورت عمر سعد مردم را واداشت تا بجنگند. سرانجام گفت : كار را درباره فرزندان آدم به پايان رساندم . آن چه مقصود من بود امروز دست گيرم مى شود. جبرئيل پرسيد: اين همه سرخوشى تو براى چيست ؟
اى سگ ملعون جواب من بگو
راست گوى و در دغا زوزه مجو
گفت : به خاطر اين كه از زمان حضرت آدم تا كنون چنين حادثه اى واقع نشده و نخواهد شد.
بعد از آن كه حضرت عليه السلام به شهادت رسيد، درهاى آسمان گشوده شد تا ملائكه ، كربلا را ببينند. زمانى كه شيطان با خبر شد خداوند چه ثوابى براى پيروان و زيارت كنندگان او قرار داده ، از كرده خود پشيمان شد از روى حسرت و ندامت نعره اى كشيد كه جميع ملائكه او را لعنت كردند. گفت ((واويلاه )) قضيه بر عكس شد و مردم بيشتر داخل بهشت شدند.(403)
پنجم ، روزى كه بهشت بر او حرام شد و به زمين آمد از ناراحتى فريادى زد كه ، چرا از آن مقام قرب و جمع ملائكه رانده شده و بايد در زمين تنها باشد.(404)
ششم ، وقتى تكبر نمود و آدم را سجده نكرد، خداوند و جميع ملائكه او را لعن كردند. او از حسرت و دورى از بهشت و از دست رفتن حسنات و عبادت هايش فريادى كشيد.(405)
هفتم ، وقتى كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم به پيامبرى مبعوث شد و مردم را از نادانى و گمراهى و جهنم نجات داد و به سوى بهشت رهنمون ساخت ، زوزه اى كشيد.(406)
هشتم ، زمانى كه آيه توبه نازل شد،(407) مبنى بر اين كه انسان اگر گناهى كند يا ظلمى به خود و ديگران روا دارد و سپس خدا را بخواند و طلب استغفار نمايد، خداوند تمام گناهان او را مى بخشد. در اين موقع شيطان فريادى كشيد و ناله زد به طورى كه تمام بچه شيطان ها دور او جمع شدند و احوال او را پرسيدند؟ گفت : آيه اى نازل شده كه خدا تمام گناهان را مى بخشد و زحمات ما باطل مى شود.(408)
نهم ، بعد از تولد حضرت عيسى عليه السلام وقتى مى خواست به آسمان رود، فرشتگان به دستور خداوند او را سنگ باران نمودند و از آسمان چهارم برگداندند.(409)
دهم ، وقتى كه آخرين پيامبران (حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ) پا به عرصه وجود گذاشت ناله او بسيار سوزناك بود.
يازدهم ، وقتى سوره مباركه ((حمد)) نازل شد فريادى زد و ياران خود را فرا خواند و داستان آمدن سوره را بيان كرد. وبه او گفتند:اى ((عزازيل !)) چرا از نازل شده اين سوره ناليدى !؟
گفت : من در لوح محفوظ ديدم كه نوشته بود، اگر بنده اى از بندگان خدا در تمام طول روز گناه كرده باشد و پيش از آن كه آفتاب غروب كند، طهارت بگيرد و سه مرتبه اين سوره را بخواند، به بركت آن ، همه گناهانش آمرزيده مى شود و بدون واسطه از ميان عرش ندايى آمد كه اى بنده من ! گناهانت را آمرزيدم و اسم تو را در دفترى كه اسم صالحان را در آن نوشته ام ثبت كردم !(410)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 20:12 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه نهم خرداد 1386
:. در تنگناها از شر شيطان به خدا پناه ببريد .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
در بعضى جاها بايد از شر شيطان رانده شده به خداوند بزرگ پناه برد و شيطان را از خود دور نمود.
چگونه و با چه لفظى بايد اين كار را كرد، نكته اى است . آن چه معروف و مشهور در ميان مردم است و همه گان مى گويند اين عبارت است : ((اعوذ بالله من الشيطان الرجيم )). در روايتى هم هست كه امام صادق عليه السلام به هنگام تلاوت سوره حمد و هنگام نماز مى فرمود: ((اعوذ بالله السميع العليم من الشيطان الرجيم )).(394)
لازم است مقدمتا اين را هم بدانيم كه منظور، فقط گفتن جمله فوق به زبان نيست ؛ زيرا تا قلب شخص متوجه آن نباشد، و مفهوم آن را درك نكند سودى ندارد؛ يعنى افزون بر گفتن جمله بالا، بايد توجه به خدا هم در دل باشد، و خود را از هوا و هوس ، تعصب غرور، كبر و خودبينى ، خودخواهى و خود محورى جدا نمايد، از هر چيزى كه انسان را از ياد خدا و توجه به نماز و عبادت غافل مى كند بر كنار دارد؛ زيرا ممكن است با گفتن ((اعوذ بالله )) شيطان دور نشود و باز انسان را وسوسه كند و به شك اندازد. اما وقتى قلب متوجه خدا باشد و از صفات پليد، پاك و پاكيزه گردد، و با تقوا و ورع آباد گرديد، ديگر شيطان به او دست رسى ندارد و از او دور مى گردد و جايى براى وسوسه و به شك انداختن باقى نمى ماند. معنى پناه بردن به خدا از شر شيطان همين است .
اما جاهايى كه بايد از شر آن ملعون به خدا پناه برد، طبق دستور قرآن و معصوم از اين قرار است .
1 - هنگام خواندن قرآن :
اذا قراءت القرآن فاستعذ بالله من الشيطان الرجيم
((هنگامى كه مى خواهى قرآن بخوانى از شر شيطان رانده شده و به خدا پناه ببر - تا درك درست حقايق آن براى تو آسان شود)).(395)
2. زمان نماز: در رواياتى آمده كه ، هنگام نماز، شيطان حاضر مى شود و آن قدر نماز گزار را وسوسه مى كند تا از حالت نماز بيرون آيد.
حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم فرمود: وقتى بنده خدا مشغول نماز مى شود، شيطان مى آيد و مى گويد: به فكر فلان چيز و فلان كس ، و فلان كار باش و چيزهايى را در ذهن انسان رديف مى كند تا وقتى كه فراموش ‍ كند نماز مى خواند و چند ركعت خوانده است .(396)
از اين رو، هنگام نماز بايد از شر شيطان به خدا پناه برد كه آن ملعون از انسان دور شود و فكر انسان را به چيزهاى ديگر مشغول نكند.
ابن عباس نقل كرده : اول چيزى كه جبرئيل به حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم نازل كرد اين بود كه گفت : اى محمد! بگو ((اعوذ بالله من الشيطان الرجيم )) بعد از آن گفت : اى محمد! بگو: ((بسم الله الرحمن الرحيم )).(397)
مستحب است وقت نماز، بعد از تكبيرة الاحرام و قبل از ((بسم الله )) انسان ((اعوذ بالله من الشيطان الرجيم )) بگويد، و ثوابى كه براى اين جمله وارد شده اين است كه ، هر كس آن را بگويد به عدد هر مويى كه در بدن انسان است عبادت يك سال در نامه عمل او نوشته مى شود.(398)
3. هنگام وسوسه شيطان : خداوند متعال در قرآن مجيد در اين باره مى فرمايد:
و اما ينزغنك من الشيطان نزغ فاستعذ بالله انه سميع عليم # ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف ، من الشيطان تذكروا فاذا مبصرون
((هرگاه وسوسه هاى شيطان متوجه تو شد، به خدا پناه ببر و خود را به او بسپار، و از لطفش مدد بخواه ؛ زيرا او، هم سخن تو را مى شنود و از اسرار درونت آگاه و هم از وسوسه هاى شياطين با خبر است ))(399) بعد از آن راه غلبه و پيروزى بر وسوسه هاى شيطان را به اين صورت بيان مى كند:
هنگامى كه وسوسه هاى شيطانى ، پرهيزكاران را احاطه مى كند، به ياد خدا و نعمت هاى بى پايان ، و عاقبت شوم گناه و مجازات دردناك خدا مى افتند. در اين هنگام ابرهاى تيره و تار وسوسه از اطراف قلب آنها كنار مى رود و راه حق را به روشنى مى بينند و آن را انتخاب مى كنند.
انسان در هر مرحله اى از ايمان ، و در هر سن و سال كه باشد گاه گاهى گرفتار وسه هاى او مى گردد. گاهى در خود احساس مى كند كه نيروى محرك شديدى در درون جانش آشكار شده و او را به گناه دعوت مى نمايد، آن نيرو غير از وسوسه هاى شيطان و شيطان صفتان ، چيز ديگرى نيست و در اثر ياد خدا و تقواى قلب ، تمام وسوسه ها كنار مى رود.
4. موقع طلوع و غروب خورشيد، بايد از شر شيطان به خدا پناه برد؛ زيرا اين وقت ، وقت غفلت و بى توجهى انسان به خدا است .
5. وقتى كه صداى زوزه سگ ها و الاغ ها بلند شود، بايد از شر شيطان به خدا پناه برد؛ زيرا آنها شياطين را مى بينند و شما نمى بينيد.
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 14:22 | | لینک به این مطلب
سه شنبه هشتم خرداد 1386
:. چهار زن از دست شيطان رهيدند .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
از آن جايى كه شيطان قسم خورده همه فرزندان آدم را گمراه نمايند و هر گروهى را با نقشه اى از راه بيرون كند، و تا كنون انجام داده و بعدا هم انجام خواهد داد؛ يكى از آنها كه براى او خيلى هم آسان مى باشد طايفه زنان اند. اولين كسى را هم كه گول زد و وسوسه اش در او اثر نمود حضرت حوا، مادر آدميان بود.
روزى آن ملعون پيش رسول اكرم صلى الله عليه و آله وسلم آمد، حضرت از او چند چيز پرسيد و او هم همه را پاسخ داد. يكى از آنها اين بود: رفيقان تو كيان اند؟ پاسخ داد: دروغ گويان ، غمازان و زنان . پرسيد: دام تو چيست ؟ گفت : زنان . به واسطه اينان مردان را از راه مستقيم بيرون مى برم ، و خود ايشان را با مكر و حيله و دل سوزى به كارهاى ناشايسته وادار مى كنم و به اين وسيله ، جهنمى مى نمايم .
فرمود: چه تعداد از زنان از تو فرمان بردارى مى كنند و تابع تو هستند. عرض ‍ كرد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله وسلم ! آن قدر زياداند كه نمى توان شماره كرد و به حساب آورد. ممكن است از هزاران زن فقط يكى از من اطاعت نكند و بقيه گوش به فرمان من هستند و مايه دل گرمى و اميد من به آنان است .
آن حضرت عليه السلام پرسيد: تا به حال بر چند زن غالب نشدى و نتوانستى بر آنان چيره شوى ؟ عرض كرد: يا رسول الله ! تا به حال بر چهار زن دست نيافتم - و آنان زنان نمونه بوده اند.
نخست آسيه ؛ زن فرعون ، دختر مزاحم ، عمرى در خانه فرعون ، كه ادعاى خدايى مى كرد، زندگانى نمود و يك لحظه به خداى خود كافر نشد و فرعون را به خدايى نپذيرفت . مطيع پيغمبر زمان خود حضرت موسى (ع ) بود و در پايان هم به دست فرعون به شهادت رسيد.
دوم مريم ؛ مادر حضرت عيسى عليه السلام كه از روز تولد در بيت المقدس ‍ بوده و از اول تا آخر عمرش به عبادت خداوند متعال به سر برد و دست نامحرمى به وى نرسيد. خداوند از لطف و عنايت خود بدون شوهر، حضرت عيسى (ع ) را به او عنايت كرد.
سوم خديجه ؛ همسر و حرم تو. آن زنى كه همه دارايى خود را به تو سپرد و همه را وقف اسلام و هدف شما نمود. در لحظات دشوار از اسلام و مكتب تو پشتيبانى كرد.
چهارم ؛ كه از همه آنان بهتر و گرامى تر است ، دخترت فاطمه (س ) مى باشد. در همه دنيا زنى به خوبى و شايستگى و ايمان و علم و اخلاق او نيامده است .(393)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 14:21 | | لینک به این مطلب
یکشنبه ششم خرداد 1386
:. گاهى شيطان به انسان نزديك مى شود .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
انسان بايد طورى رفتار كند كه شيطان همواره از او دور شده و فاصله بگيرد. مواظب باشد كه به او نزديك نشود، ولى گاهى انسان از روى بى اطلاعى يا بى توجهى ممكن است كارى كند كه به وسيله آن ، شيطان خود را به او نزديك كند و امكان دارد ضررى هم به او برساند. از جمله :
1. بول كردن بر روى قبر يا كنار آن ، اين كار توهين و جسارت به اهل قبور است .(390)
2. ادرار كردن در آب ايستاده و راكد؛ چون موجوداتى كه در آب هستند اذيت مى شوند و يا از بين مى روند.
حضرت رسول صلى الله عليه و آله فرمود: در آب ايستاد بول نكنيد؛ زيرا براى آب هم اهلى هست و در اثر بول كردن در آب آنها اذيت مى شوند.
3. در حال ايستاده بول كردن - و اين نيز براى وجود انسان طبق نظريه پزشكان ، زيان دارد.(391)
4. با يك كفش راه رفتن - يعنى يك پاى انسان كفش داشته و يك پا بدون كفش باشد.
5. در حال ايستاده آب آشاميدن - روايتى مى گويد: آشاميدن آب به حال ايستاده ، مكروه است .
6. شب را تنها خوابيدن - خانه اى كه غير از انسان كسى در آن نباشد.
7. تنها در آب رودخانه هاى بزرگ يا سيلاب شنا كردن ؛ چون احتمال خطر مى رود - كه شيطان در اين هنگام با سرعت خود را به انسان نزديك كند. و گاهى نيز باعث از بين رفتن او شود.(392) در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام آمده كه ، اگر كسى اين كار را كرد و دچار بلا و ناراختى شد، سرزنش نكند، مگر خودش را
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 12:16 | | لینک به این مطلب
جمعه چهارم خرداد 1386
:. حضرت رسول (ص ) براى شيطان هم رحمت است .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
وجود مبارك حضرت محمد بن عبدالله صلى الله عليه و آله وسلم براى همه جهانيان ، اعم از جن و انس ، رحمت و بركت است . آن گونه كه قرآن مجيد مى فرمايد:
و ما ارسلناك الا رحمة العالمين
((اى پيامبر گرامى - ما تو را برنگزيديم ، مگر اين كه براى جهانيان رحمت و بركت باشى )).(387)
نه اين كه وجود مبارك آن حضرت فقط براى جن ون انس رحمت است ؛ بلكه براى دشمن ترين دشمنان ايشان هم رحمت است . رحمت بودن حضرت آن لعين را هم در بر مى گيرد.
در كتاب ((معارج النبوة )) نقل شده : چون خداوند متعال ابليس را از درگاه خود راند و او را مشمول لعن خود و ملائكه قرار داد، فرشته اى را بر آن داشت تا هر روز چند سيلى بر پشت گردن آن ملعون بزند. آن سيلى ها بسيار درد آور بود به گونه اى كه اثر آن تا روز ديگر او را مى آزرد.
بعد از آن كه خداوند وجود مقدس خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله وسلم را برگزيد و آيه فوق را درباره ايشان نازل فرمود، شيطان به درگاه خداوند بناليد و عرض كرد:
خدايا! من نيز از عالميان هستم ، آيا مرا از اين آيه رحمت هيچ بهره و نصيبى نخواهد بود؟ رحمت آن حضرت شامل حال من نخواهد شد؟
خطاب آمد: چرا. رحمت وجود ايشان تو را هم بهره مند مى كند. سپس به آن فرشته اى كه هر روز او را طپانچه مى زد فرمود: از هم اكنون طپانچه و سيلى بر او نزن ، و او را معاف دار تا او نيز از وجود مقدس آن حضرت و رحمت بودن ايشان بهره برده باشد و اين آيه شامل حال او هم بشود.(388)
نه اين كه رحمت بودن آن حضرت فقط شامل حال ابليس شد، بلكه همه شياطين نيز از آن برخوردار شدند. مسلم است كه همه شياطين نعمت وجود را كه بالاترين نعمت ها است به طفيل وجود مبارك آن حضرت مى دانند و اقرار دارند كه وجود آنان در پرتو وجود آن حضرت است . آن چنان كه در حديث قدسى آمده :
لو لاك لما خلقت الا فلاك
((اگر وجود مبارك تو نبود، زمين و آسمان - بهشت و جهنم و هر آن چه در جهان هست - را خلق نمى كردم )).(389) (پس آفرينش همه چيز در سايه سار هستى فرستاده خدا معنا يافت .)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 19:55 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه سوم خرداد 1386
:. ساختن ساز از اعمال شيطان است .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
اولين كسى كه دستگاه ساز را ساخت و خود هم در آن دميد شيطان بود. علت اختراع و ساختن آن از اين قرار است :
وقتى قابيل از روى حسادت برادر خود هابيل را در غياب پدرش آدم عليه السلام كشت ، از ترس پدر فرار كرد و در ميان كوه ها آواره شده ، از تنهايى رنج مى برد و نمى دانست چه كند. تا اين كه رفيقش شيطان او را از تنهايى و وحشت نجات داد و سازى ساخت و نخست خود در آن دميد و به ديگران هم ياد داد.
وقتى حضرت آدم عليه السلام از دنيا رفت و قابيل امنيت يافت آشكار شد و با شيطان ساز مى زدند و مى رقصيدند.
در مجلسى كه ساز نواخته شود و عده اى گرداننده آن شوند، خود شيطان هم ساز به دست مى گيرد و با نوازندگان مى نوازد و مردم و اهل آن مجلس را به سر مستى و شادابى مى كشاند. در خانه اى كه ساز نواخته شود و آواز و غنا در آن بخوانند، غيرت و مردانگى از اهل آن خانه دور مى شود.
اسحاق بن برير مى گويد: از امام صادق عليه السلام ، شنيدم كه فرمود: نام يكى از شياطين ((قنذر)) است . او مسئول گرفتن حيا و حميت افرادى است كه در مجلس ساز و آواز حاضر مى شوند - هرگاه در خانه اى چهل روز ساز زده شود به طورى كه مردم در آن مجلس اجتماع كنند، آن شيطان ، هر يك از اعضاى بدنش را بر همان عضو صاحب خانه مى گذارد و در همان عضو مى دمد. مروت صاحب خانه گرفته و بى غيرت مى شود؛ به طورى كه اگر ناموس او در خطر افتد باكى ندارد و ناراحت نمى شود!.(384)
لهو الحديث كه در قرآن آمده : انحراف از راه راست و يا همان آلات ساز و آواز است .(385) در روايتى آمده : شنيدن ساز و آواز انفاق را در قلب انسان مى روياند همان طور كه آب ، زراعت را مى روياند.
در روايت ديگر دارد، كسى كه به سخن سخن گويى گوش دهد او را پرستيده ، و شيطان هم اول كسى است كه بعد از خارج شدن آدم از بهشت آواز خواند و خرسند شد.(386)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 12:22 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه دوم خرداد 1386
:. عجله از شيطان است .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
از جمله اعمالى كه به شيطان نسبت مى دهند، عجله كردن در كارها است . آيات و رواياتى در زمينه نكوهش آن آمده است ، و در يك جا قرآن مى فرمايد: انسان از عجله و شتاب خلق شده ، ولى شما اى انسان ها! عجله و شتاب نكنيد.(376)
در جاى ديگر مى فرمايد: انسان ، همان گونه كه خواهان نيكى ها است به خاطر شتاب زدگى و عدم مطالعه كافى ، به دنبال بدى ها به راه مى افتد؛ چرا كه انسان ذاتا عجول است .(377)
در جاى ديگر راجع به عجله موسى براى رفتن به كوه ، مى فرمايد: اى موسى ! چرا عجله و شتاب كردى ؟.(378)
داستانش چنين بود كه ، خداوند به موسى وحى نمود كه با عده اى از مردم براى گرفتن تورات به كوه طور بيايد. موسى از قوم جدا شد و با عجله خود را به كوه طور رسانيد؛ در حالى كه مردم هنوز در راه بودند. خداوند در خطاب به موسى مى گويد: چرا در آمدن عجله كردى و با قوم خود نيامدى ؟
اما رواياتى كه در نكوهش شتاب در كارها از معصومان عليه السلام آمده زياد است . از جمله : حضرت على عليه السلام مى فرمايد: عجله و شتاب در كارها موجب لغزش مى شود. از همين رو، وقتى مى خواهد مالك اشتر را والى مصر كند به ايشان مى نويسد: اى مالك ! در تصديق سخن چينان تعجيل كن ! زيرا آنان گرچه در لباس ناصحين جلوه گر مى شوند، خواه ناخواه خيانت مى كنند.(379)
مكن در مهمى كه دارى شتاب
زراه تاءنى عنان بر متاب
كه اندر تاءنى زيان كس نديد
ز تعجيل بسيار كس خجالت كشيد
در روايت ديگر مى فرمايند: شتاب زدگى در كارها از شيطان و فكر كردن در آنها از رحمان است .(380)
خود شيطان هم ، بد عاقبت شد، به اين دليل كه در قضاوت عجله كرد و گفت : من از آدم بهتر هستم زيرا او از خاك است و من از آتش .
عجله در گفتار و كردار و رفتار در همه جا ناشايست و اعمال شيطان به حساب مى آيد، مگر در چند جا:
1. توبه كردن از گناه كه عجله كردن در آن خواب است ؛ زيرا ممكن است عمر انسان تمام شود و با حال گناه از دنيا برود. و در نتيجه داخل آتش ‍ خواهد شد.(381)
2. عجله در به جا آوردن حج ؛ زيرا ممكن است عمر انسان كفاف ندهد كه آن را در سال هاى بعدى به جا آورد، يا مال او تلف يا راه ناامن شود.
3. عجله در پرداخت بدهى مردم ؛ چون يكى از واجبات فورى ، پرداختن حقوق و قرض مردم است و تاءخير در آن گناه دارد.
4. عجله در غسل جنابت ؛ زيرا انسان جنب تا زمانى كه غسل نكرده از خدا و قرآن فاصله دارد، تا جايى كه حق ندارد دست روى اسم خدا بگذارد.
5. عجله براى خواندن نماز اول وقت و شركت در نماز جماعت ؛ از اين رو كه تاءخير آن باعث مى شود انسان از ثواب هايى كه پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم و امامان بزرگوار وعده فرموده اند، محروم شود.(382)
6. شتاب در آوردن طعام براى مهمان . شايد مهمان گرسنه باشد و شرم كند كه بگويد من گرسنه هستم ، و گرسنه بماند.
7. عجله در ازدواج جوانان چه دختر و چه پسر؛ چون در آن آفاتى است ؛ به خصوص دختران . در اين باره حديثى مى گويد: روزى حضرت رسول صلى الله عليه و آله وسلم تشريف بردند بالاى منبر، بعد از حمد و ثناى الهى فرمودند: اى مردم ! جبرئيل از جانب خداوند به من خبر داد و گفت : دختران جوان و بكر مانند ميوه هاى رسيده هستند كه اگر آن را نچينند خورشيد آنان را فاسد مى كند. دختران جوان هم اگر شوهر نكنند فاسد مى شوند. هيچ دوايى براى آنان نيست مگر شوهر كردن .(383)
8. عجله كردن در تجهيز و دفن ميت ؛ زيرا در تاءخير دفن ميت ، هم توهين به ميت است و هم به بازماندگان او و ممكن است در اثر گرماى زياد بو بگيرد. در اين چند جا عجله نيكو مى باشد و به نفع جامعه است .
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 12:40 | | لینک به این مطلب
سه شنبه یکم خرداد 1386
:. اعمال شیطان .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
بسيارى از كارهاى حرام از اعمالى شيطان است ؛ زيرا او اختراع كرده و خود او هم اول انجام داده است .
در اين جا لازم مى دانم مقدارى درباره اعمال كردار زشت شيطان مطالبى را بنويسم تا كسانى كه مى خواهند از او و رفتارش پند بگيرند، بدانند كدام يك از كارها مورد علاقه او است :
1. آدم كشى ؛ شيطان مى كوشد مردم را به جان هم اندازد. او مى خواهد از هر بهانه اى كه شده زد و خورد به وجود آورد تا خون ريزى شود؛ مثل داستان فرزندان آدم و جنگ هاى كوچك و بزرگى كه در دنيا به راه مى افتد. همه به سعى و كوشش آن ملعون است .
2. عاق والدين ؛ او سعى مى كند فرزندان را مغرور سازد و در آنها خودبينى ايجاد نمايد تا حاضر نباشند در مقابل پدر و مادر گوش به فرمان باشند؛ تا والدين هم آنها را نفرين و عاق نمايند؛ در نتيجه هم در دنيا گرفتار و بدبخت شده و هم در آخرت به عذاب مبتلا شوند.
3. رباخوارى ؛ او مردم را تشويق به جمع كردن مال دنيا مى كند، گرفتن ربا را پيش آنان خوب جلوه مى دهد، لذت و طعم اين كار را براى اينان شيرين مى كند. بندگان را تحريك مى نمايد كه چيزى به ديگران نبخشند و اگر هم ببخشند درصدى از آن را به عنوان سود، خواستار شوند.
4. حرام خوردن ؛ مى گويد: به دست آوردن مال بدون زحمت كيف دارد. مال خود و ديگران را از آن خودت حساب كن . مال يتيم ، و تصرف در آن و مال موقوفه را مباح معرفى مى كند.
5. فرار از جنگ ؛ زندگى كردن و زنده بودن را پيش چشم انسان زينت مى دهد و مى گويد: تو هنوز جوانى زن و بچه دارى ، پدر و مادر دارى ، آنان بى سرپرست و حيران مى شوند، كسانى هستند كه به جاى تو در مقابل دشمن مبارزه كنند، حفظ جان واجب است . او اين وسوسه هاى دل پذير و فريبنده را به فكر رزمندگان و جنگ جويان مى اندازد كه ميدان را رها كنند و بگريزند.
6. نسبت ناشايست دادن ؛ هم و غم او اين است كه دامن پاكان را لكه دار كند، آبرو و شخصيت ايشان را از بين ببرد. لذا عده اى را وادار مى كند كه براى رسيدن به مقصود خود به زنان و مردان پاك تهمت بزنند و نسبت زنا و لواط بدهند.
7. كم فروشى ؛ بازاريان و تجار و كسبه كوچه و بازار را وادار مى كند كه مقدارى از جنسى را كه مى خواهند بفروشند كم كنند، و جنسى را كه مى خواهند بخرند زيادتر بگيرند. به آنها القا مى كند كه شما هم خرج داريد،
بچه و زن داريد، كرايه مغازه داريد، بايد ماليات بپردازيد، پول آب و برق بدهيد، ريخت و پاش و از بين رفتن دارد، چه اشكالى دارد اگر مقدارى كم فروشى كنيد؟
8. ريش تراشى ؛ شيطان تا در ميان ملائكه و فرشتگان بود و آنان را نصحيت مى كرد، ريش داشت ، بعد از آن كه از بهشت بيرون آمد حضرت آدم و پيامبران ديگر را ديد كه همه ريش دارند، براى اين كه با آنان هم مخالفت كرده باشد، ريش خود را تراشيد پيامبر اسلام (ص ) امت خود را از ريش ‍ تراشى نهى نمود و از كسانى كه اين كار را انجام مى دهند مذمت كرده است .(355)
9. خواب بين الطلوعين ؛ يكى از خواب هاى او، خواب بين طلوع صبح و طلوع خورشيد است . خواب در اين ساعات مورد علاقه شيطان است . در اين زمان مى آيد و اطراف لحاف انسان را مى گيرد و در گوش افرادى كه خواب هستند بول مى كند كه صداى اذان را نشوند. زمين در اين هنگام از دست كسانى كه خواب باشند ناله مى كند.(356)
10. خواب در مجلس ذكر؛ وقتى مجلس ذكر خدا و موعظه برقرار مى شود،
مى آيد و انسان را به خواب مى برد. طريقه به خواب كردن او اين است كه سرمه به چشم انسان مى كشد و در اثر آن ، چشم گرم مى شود و در آن مجلس ‍ انسان چرت مى زند.(357)
11. احتلام كردن ؛ از اعمال او محتلم كردن مردم به خصوص جوانان است .
خود را در خواب ايشان به صورت زن زيبا يا جوان زيبا در مى آورد و در اختيارشان قرار مى دهد تا انسان را در خواب جنب كند و به نماز و روزه انسان آسيب برساند.
12. ريختن آبرو؛ آشكار كردن عيب مردم ، چه در قالب شعر و چه در گفتار، از اعمال شيطان است . دليل آن هم آيات و رواياتى است كه در مذمت غيبت وارد شده .(358)
13. غنا؛ غنا و آوازخوانى از اعمال شيطان است . حرمت آن هنگامى است كه صدا را در گلو بچرخانند و به اصطلاح ((چهچه بزنند)).(359)
14. نجوا؛ نجوا و در گوشى گفتن در مجالس از خواسته هاى زشت شيطان است . خداوند در اين باره مى فرمايد:
انما النجوى من الشيطان ليحزن الذين امنوا
((به درستى كه نجوا و راز گفتن و در مجالس در گوشى صحبت كردن از اعمال زشت و قبيح شيطان است كه مى خواهد به اين وسيله مؤمنان را پريشان خاطر سازد)).
(360)
يكى از علت هاى پريشانى مؤمنان اين است كه دو نفر در مجلسى با هم در گوشى صحبت كنند. در اين هنگام ديگران فكر مى كنند كه درباره ايشان حرف مى زنند به اين خاطر، آزرده مى شوند.
15. صنج ؛ صنج از آلات لهو و زدن آن حرام است . پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم در اين باره فرمود: از صنج زدن دورى كنيد؛ زيرا شيطان همراه صنج زن قدم بر مى دارد و ملائكه از تو متنفر مى شوند و از تو دورى مى كنند.(361)
16. عود؛ نوعى از آلات لهو و از اعمال شيطان و استعمال آن حرام است . روايتى در اين زمينه مى فرمايد: عود زدن نفاق را در قلب ها مى روياند، همان طور كه آب سبزه را مى روياند.(362)
17 و 18 و 19 و 20؛ شراب ، قمار، بت پرستى ، تيرهايى كه با آنها گرو بندى مى كنند. همه از كارهاى شيطان است . قرآن در اين باره مى فرمايد:
يا ايها الذين امنوا انما الخمر و الميسر و الانصاب و الازلام رجس من عمل الشيطان فاجتنبوه لعلكم تفلحون
((اى اهل ايمان ! شراب و قمار و بت پرستى و تيرهاى گرو بندى - كه در زمان جاهليت بوده - همه پليد و از اعمال شيطان است . از آنها، دورى كنيد تا رستگار شويد)).(363)
21، 22 و 23؛ لواط، مساحقه ، زنا، اين سه چيز هم از اعمال بسيار زشت و شرم آور شيطان است كه ، اول در ميان قوم لوط رواج داده شد و سپس به جاهاى ديگر سرايت كرد. - لواط عمل بسيار زشت و قبيحى است كه مرد با مرد انجام مى دهد و مساحقه عمل زشتى كه زن با زن انجام مى دهد و منشاء اين دو عمل ، از دو شيطان ، به نام زوال و لاقيس در زمان لوط بوده است .(364)
24؛ جيغ كشيدن : جيغ زدن در هنگام مصيبت از اعمال شيطان است . در حديثى آمده :
الصراخ من الشيطان و البكاء من الرحمان
((جيغ كشيدن و فرياد و فغان در مصيبت ها از اعمال ، شيطان و گريه كردن خدايى است )).(365)
25؛ هنگام ناراحتى و فكر كردن ، دست به زير چانه زدن ، و ناخن به دندان گزيدن ، و ريش را با دندان گرفتن و كندن از خوى شيطان مى باشد.(366)
26. خوابيدن بر روى شكم ، در خبرى آمده است كه : شيطان بر روى شكم و صورت مى خوابد. معصومان عليه السلام از آن نهى كرده اند.(367)
27. مجادله ؛ جدال ، لجاجت ، دعوا و زد و خورد كردن از خوى شيطان است . همان طور كه خداوند از قول حضرت موسى عليه السلام چنين مى فرمايد:
قال هذا من عمل الشيطان انه عدو مضل مبين
حضرت موسى عليه السلام وقتى ديد دو نفر، يكى مؤمن و ديگرى كافر، با هم مشاجره مى كنند، ((فرمود: - اين كار فريب و وسوسه شيطان است . به درستى كه او گمراه كننده مردم است ، گمراه كننده اى سخت و آشكار)).(368)
28. زلف ؛ زلف گذاشتن و جلو سر را نتراشيدن از روش شيطان است . (انسان يا بايد سر را هيچ نتراشد يا همه آن را بتراشد).(369)
29. شبيه : شبيه در آوردن ، خود را شبيه امام حسين يا ديگر امامان كردن اعمال شيطانى است . اول كسى كه شبيه در آورد، دو نفر بودند، يك زن و شوهر - مرد به نام ((مرة )) و زن به نام ((ليلا)). مختار وقتى قيام كرد، فرستاد هر دو را آوردند و دستور داد آنها را به هم بستند و در آتش ‍ انداختند.(370)
30. بخل ؛ يكى از روش هاى ناپسند شيطان بخل است . هم خودش بخيل است و هم مردم را به بخل دعوت مى كند. قرآن در اين باره مى فرمايد:
الشيطان يعدكم الفقر و ياءمركم بالفحشاء
هنگام كمك به ديگران ، ((شيطان شما را از فقر و بى چيزى مى ترساند و بخل را در دستور كارتان قرار مى دهد و به كارهاى ناروا دعوت مى كند)).(371)
31. گريه دروغ ؛ اول كسى به دروغ گريه كرد. شيطان بود. او پيش حوا - مادر بزرگ آدميان - آمد و شروع كرد به دروغ گريستن و گفت : من دلم بر جوانى تو مى سوزد؛ زيرا تو مى ميرى ((آيا مى خواهى تو را راهنمايى كنم به درختى كه اگر از آن بخورى پير نشوى و نميرى !؟)).(372)
32. نقاشى ؛ چهره پردازى و ساختن مجسمه انسان يا حيوان از كارهاى شيطان است . و آن ، حرام و سازنده اش در عذاب است .(373)
33. سحر؛ سحر و ساحرى از اعمال شيطان است . او استاد سحر بود. قرآن در اين رابطه مى فرمايد: شياطين به مردم سحر ياد مى دادند.(374) وقتى سليمان از دنيا رفت آن ملعون در نامه هائى درباره سحر نوشت و زير تخت سليمان گذاشت بعد بيرون آورد و گفت : سليمان ساحر بوده و اين نامه ها علامن آن است .
34. مكر؛ خدعه و نيرنگ وسيله اى است كه با آن مردم فريفته مى شوند و از راه راست منحرف مى گردند.
35. كبر؛ اولين سركشى شيطان در برابر خدا است . و به واسطه همين بود گفت : ((من از آدم بهترم ؛ زيرا مرا از آتش و او را از خاك خلق كردى )).(375)
نردبان خلق اين ما و من است
عاقبت زين نردبان افتادن است
هر كه بالاتر رود ابله تر است
كاستخوانش خوردتر خواهد شكست
36. خميازه ، خميازه كشيدن عادت شيطان است . خميازه يك سستى است كه بر انسان چيره مى شود و آن هم از سنگينى بدن و كسالت به وجود مى آيد. سنگينى بدن هم از پرخورى و آشاميدن زياد و شهوات به وجود مى آيد. و انسان همواره دهن دره مى كند.
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 19:41 | | لینک به این مطلب