شنبه سی ام تیر 1386
:. خواسته شيطان از اين زن هنگام نماز .:
روزى مشغول پختن نان بود كه مؤ ذن بانگ اذان داد و مردم را به نماز فرا خواند. اين زن دست از نان پختن كشيد و مشغول نماز شد. چون به نماز ايستاد، شيطان در وى وسوسه كرد و گفت :اى زن ! تا تو از نماز فارغ شوى همه نان هاى تو مى سوزند.
زن در دل خود جواب داد: اگر همه نانها بسوزد، بهتر است تا اين كه روز قيامت تنم به آتش دوزخ بسوزد و عذاب شوم .
شيطان بار ديگر وسوسه كرد كه :اى زن ! پسرت در تنور افتاد و بدنش سوخت . زن در دل جواب داد: اگر خداوند مقدر كرده است كه من در حال نماز باشم و پسرم در آتش تنور بسوزد، من به قضاى خدا راضيم و نماز خود را رها نمى كنم و اگر خدا بخواهد او را از سوختن نجات مى دهد.
در اين حال شوهر زن از راه رسيد، زن را ديد كه مشغول نماز است و تنور هم روشن مى باشد، در تنور نان ها را ديد كه پخته شده ولى نسوخته است و فرزندش در ميان آتش بازى مى كند و به قدرت خدا آتش در او اثر نداشت .
وقتى زن از نماز فارغ شد دست او را گرفت نزديك تنور آورد و گفت : داخل تنور را نگاه كن . وقتى زن به درون تنور نگاه كرد، ديد فرزندش سالم و نان ها پخته شده بدون آن كه سوخته باشد. زن فورا سجد شكر به جاى آورد و خداى خود را سپاس گزارد.
شوهر، فرزند خود را برداشت و پيش حضرت عيسى عليه السلام برد و داستانش را براى آن حضرت تعريف كرد! او فرمود:اى مرد! برو از همسرت بپرس چه كرده و با خداى خود چه رابطه اى داشته ؟ شوهر آمد و از او سوال نمود. زن در جواب گفت : من با خداى خود عهد كرده ام چند عمل نيك را انجام دهم . آنها عبارت اند از: 1. هميشه كار آخرت را بر كار دنيا مقدم بدارم 2. از آن روزى كه خود را شناختم بدون وضو نبوده ام 3. هميشه نماز خود را در اول وقت مى خوانم 4. اگر كسى بر من ستم كرد و مرا دشنام داد كينه او را در دل نگيرم ، و او را به خدا واگذارم 5. در كارهاى خود به قضاى الهى راضى باشم 6. سائل را از در خانه ام ماءيوس نكنم 7. نماز شب را ترك ننمايم .
حضرت عيسى فرمود: اگر اين زن مرد بود، پيغمبر مى شد، چون كارهاى پيغمبران را مى كند و شيطان نمى تواند او را فريب دهد.(481)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 10:56 | | لینک به این مطلب
چهارشنبه بیست و هفتم تیر 1386
:. حضور شيطان موقع نماز .:
بعد از اين كه مشغول نماز شد او را وسوسه مى كنند و توجه او را از نماز و اطاعت منصرف مى نمايند. و به چيز ديگرى مشغول مى دارند، فكر انسان را به همه جا مى برند به جز نماز.(478)
حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم فرموند: وقتى بنده اى مشغول نماز و ذكر خدا مى شود: شيطان مى آيد و به او مى گويد: به ياد فلان چيز باش ، فكر فلان كار را بكن ، اين قدر وسوسه مى كند تا انسان را از فكر نماز بيرون ببرد و به شك اندازد، به طورى كه نداند چند ركعت نماز خوانده است .
در حديث ديگرى آمده : وقتى انسان مشغول نماز شد شيطان مى آيد سد راهش مى شود و تحريكش مى كند تا از نماز دور گردد. در اين موقع جنگ و نزاع ميان نمازگزار و شيطان بر پا مى شود.(479)
به همين جهت آن مكانى را كه براى نماز انتخاب شده محراب مى گويند، محراب مكان حرب و جنگ است ، چون شيطان موقع نماز در آن مكان مى آيد، وسوسه مى كند كه انسان را منصرف كند و انسان كوشش مى نمايد با او مخالفت نمايد گاهى شيطان غالب مى شود، و توجه انسان را از نماز بيرون مى برد و گاهى انسان ، اين زد و خورد تا آخر نماز ادامه دارد.
لذا به انسان دستور داده شده كه : وقتى مى خواهد نماز يا قرآن بخواند، از اول آمده باشد، و خود را مسلح نمايد، ضربه اول را به او بزند و آن ضربه پناه بردن به خدا از شر شيطان و وسوسه هاى اوست ، قرآن هم با كمال صراحت مى فرمايد:
((هنگام قرآن خواندن ، پناه به خدا ببر از شر شيطان رانده شده )).(480)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 13:23 | | لینک به این مطلب
سه شنبه بیست و ششم تیر 1386
:. شيطان از بسم الله مى ترسد .:
1- در گذشته بيان شد كه شياطين در اموال و اولاد انسان شركت مى كنند. اگر كسى بخواهد شيطان از او دور شود، و در امور زندگى او شركت نكند يك راه دارد و آن گفتن ((بسم الله )) و نام خدا را بر زبان آوردن است ؛ زيرا شيطان از اسم خدا مى ترسد. رواياتى كه در اين باره از پيامبر و امامان عليه السلام نقل شده : مى آوريم تا انسان در تمام كارهاى خود نام خدا را ببرد و به ياد او باشد.
اگر كسى مى خواهد شيطان در اولاد او شركت نكند، بايد موقع جماع نام خدا را ببرد تا او فرار كند.
امام صادق عليه السلام فرمود: وقتى كسى مى خواهد پهلوى عيال خود رود نام خدا را بر زبان آورد و ((بسم الله )) بگويد؛ زيرا اگر بدون نام خدا مشغول شود و صاحب فرزند گردد شيطان در او شركت كرده ، دليل آن هم اين كه او دشمن ما خانواده خواهد بود.
ابو بصير از امام صادق عليه السلام نقل كرده كه آن حضرت فرمود: انسان وقتى مى خواهد با عيال خود هم بستر شود و نشست جايى كه بايد بنشيند،شيطان هم براى همان عمل حاضر مى شود. اگر انسان ((بسم الله )) بگويد؛ شيطان از او دور مى شود. ولى اگر مشغول عمل شد و نام خدا را نبرد شيطان هم آلت خود را داخل مى كند. پس عمل از هر دو و نطفه از يك نفر آنها است .
ابوبصير عرض كرد: جانم به فدايت ، از كجا شناخته مى شوند؟ امام فرمود: به دوستى و دشمنى ما.(474)
2- امام محمد باقر عليه السلام فرمود: وقتى كسى لباس خود را عقب مى زند براى بول كردن يا عريان مى شود براى حمام رفتن ، بايد ((بسم الله )) بگويد. چون وقتى ((بسم الله )) گفت ، شيطان چشم خود را مى بندد و از او دور مى شود.
3. حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم ضمن حديثى فرمودند: وقتى يكى از شما به منزل رسيد بايد ((بسم الله )) بگويد، تا شيطان فرار كند.(475)
4. على بن اسباط گويد: امام رضا عليه السلام به من فرمود: وقتى براى سفر يا غير آن از منزل بيرون مى روى بگو:
((بسم الله امنت بالله توكلت على الله ما شاء الله ، لا حول و لا قوه الا بالله ))
زيرا اگر شيطان با تو ملاقات كرد ملائكه با تازيانه بر سر و صورت او مى زنند و مى گويند: بر او راهى ندارى ؛ چون او نام خدا را برد و ايمان به او آورد و بر او توكل نمود.
5. حضرت امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: اگر كسى از شما موقع وضو نام خدا را بر زبان جارى نكند، شيطان در وضو او شركت مى كند و اگر انسان هنگام خوردن و آشاميدن و لباس پوشيدن ((بسم الله )) نگويد، شيطان در آن كارها شركت مى كند.(476)
6. ابوحمزه ثمالى مى گويد: على بن حسين عليه السلام به من فرمود:اى ثمالى ! هنگامى كه وقت نماز برسد، شيطان مى آيد و روى شانه مى نشيند و مى گويد: آيا نام خدا را برده اى ؟ اگر بگويد: بلى از او دور مى شود و اگر بگويد: خير، بر شانه او مى نشيند تا اين كه نماز خوانده شود و مردم پراكنده گردند.
ابوحمزه ثمالى مى گويد: عرض كردم : آيا آنها قرآن نمى خوانند؟ آن حضرت فرمودند: چرا ولى آن چه تو فكر مى كنى نيست .اى ثمالى ! مراد بلند گفتن ((بسم الله الرحمن الرحيم )) است كه شيطان را دور مى كند.(477)
7. از حضرت رسول صلى الله عليه و آله و سلم نقل شده : اگر انسان هنگام سوار شدن ((بسم الله )) بگويد، ملكى پشت سر او سوار مى شود و از او محافظت مى كند، تا زمانى كه پياده شود. و اگر سوار شد و ((بسم الله )) نگفت ، شيطان پشتش سوار مى شود و به او مى گويد: آواز بخوان . اگر گفت : من آواز ندارم و نمى توانم بخوانم به او مى گويد: مست و بى حال شو. او مست مى شود، تا وقتى پياده شود.
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 12:57 | | لینک به این مطلب
یکشنبه بیست و چهارم تیر 1386
:. شیطان زاده ها .:
1. حجاج ؛ زراه نقل مى كند كه :
يوسف پدر حجاج يكى از دوستان امام زين العابدين عليه السلام بود در يكى از روزها داخل خانه خود شد و مى خواست با عيال خود هم بستر شود. عيالش به او پرخاش كرد و گفت :اى يوسف ! چه خبر است ؟ تو چند لحظه پيش با من هم بستر شدى !
يوسف هم از خانه مستقيما به خدمت امام سجاد عليه السلام رفت و داستان همسر خود را نقل كرد: آن حضرت فرمود: از اعيال خود نه ماه كناره بگير و در اين مدت با او هم بستر نشو - چون شيطان با قيافه تو با او نزديكى كرده است - بعد از نه ماه حجاج از او متولد شد. لذا آن شخص مستقيما از فرزندان شيطان است .
علت خون ريزى و سفاكى او هم از اين جهت بود. وقتى از مادر متولد شد، پستانش را نمى گرفت ! در آن زمان طبيبى بسيار حاذق و پرتجربه و معروف به نام ((حارث بن كنده )) بود، به طورى كه بعضى بيماران سخت پيش او مى آمدند و معالجه مى شدند.
مادر حجاج در فكر بود چه كند تا اين بچه پستانش را بگيرد. در اين هنگام شيطان به صورت همان طبيب ، ((حارث بن كنده )) آمده ! شيطان گفت : اى زن ! شنيده ام خداوند متعال پسرى به يوسف عنايت كرده ، ولى او پستان نمى گيرد. من آمده ام او را معالجه كنم . اهل خانه خوشحال شدند و گفتند:اى طبيب ! دستور چيست و چه بايد بكنيم ؟
شيطان گفت : برويد يك بز كوهى را با يك مار سياه بياوريد، رفتند بز و مار را آوردند. شيطان دستور داد، هر دو را بكشيد و خونشان را در يك طشت مخلوط كنيد، آنها هم همين كار كردند. بعد از آن دستور داد بچه را آوردند او را لخت و عريان نموده داخل آن طشت نمودند و به زير خون ها بردند و خون آلود نمودند و به مادر دادند حجاج شروع به شير خوردن كرد.(472)
شيطان در دو مرحله شخصيت او را مى سازد، نخست با مادرش نزديكى مى كند و سپس به نام درمانش ، خون به خورد او مى دهد، و او را با خون آشنا مى كند.
او با اين شخصيت ، سادات و دوستان على عليه السلام را مى كشد و از اين كارش لذت مى برد. در ماه مبارك رمضان دستور مى دهد هر روز دو نفر از سادات را بياورند در مقابل چشمش سر ببرند، و خون آنها را با آرد مخلوط كنند و براى افطار او نان تهيه نمايند. اول با آن نانها افطار نمايد و لذت ببرد. اين است دشمنى او با فرزندان آدم ، (زهى ناپاكى و حرام زادگى .)
2. يزيد؛
يكى ديگر از شيطان زاده ها كه از خون ريزى لذت مى برد و خون هزاران انسان پاك و بى گناه را بر زمين ريخت و بهترين افراد اين عالم را به كشتن داد و افتخار هم مى كرد، يزيد پسر معاويه پسر ابوسفيان (كه نفرين و عذاب خدا بر او باد) بود كه به قول امام حسن مجتبى عليه السلام او از اولاد شيطان بوده است .
از ابن عباس نقل شده كه : روزى امام حسن مجتبى عليه السلام با يزيد پسر معاويه نشسته بودند و خرما مى خوردند. يزيد پليد عرض كرد: اى حسن بن على ! من از تو خوشم نمى آيد و تو را دشمن دارم .
آن حضرت فرمود: پس در اين صورت بدان كه شيطان ملعون با پدرت در نطفه تو شركت كرده است و تو از هر دوى آنها به وجود آمده اى ! اين دشمنى و كينه را از شيطان به ارث برده اى .
از اين بالاتر، بدان كه - شيطان با حرب - جد بزرگ تو - در جماع شركت كرد و صخر جد ديگر تو از آن زاده شد. از اين جهت بود كه جد تو با جدم رسول الله دشمن بود و تو هم الان با من دشمنى .(473)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 10:47 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386
:. شيطان در نطفه اينها شركت كرده است .:
و شاركهم فى الاموال والاولاد
((در اموال و فرزندان آنان شركت كن )).(464)
درباره چگونگى شركت شيطان در اولاد انسان حديثى از حضرت صادق عليه السلام وارد شده كه فرمودند: شيطان مى آيد و با زن و شوهرى در حال نزديكى هستند شركت مى نمايد و با آن دو همكارى مى كند.
ابوبصير عرض كرد: از چه راه شناخته مى شود - كه اين شخص از نطفه شيطان است يا انسان - حضرت فرمود: به دوستى و دشمنى ما اهل بيت . هر كس ما را دوست داشته باشد، نطفه او از انسان ، و هركس ما را دشمن داشته از شيطان است .
راجع به كسانى كه شيطان در نطفه آنها شركت جسته ، رواياتى از معصومان عليهم السلام وارد شده : كه به بعضى از آنها اشاره مى كنيم .
1. فحاش ؛ امام صادق عليه السلام فرمود:
از نشانه هاى شركت شيطان - در نطفه بعضى از انسان ها - كه ترديدى در آن نيست ، اين است كه شخص بد زبان باشد. از آن چه مى گويد، و از آن چه درباره او مى گويند، باكى نداشته باشد. (و ناراحت نشود).(465)
نيز آن حضرت از رسول خدا فرمودند: هرگاه مردى را ديديد كه باكى ندارد ازا آن چه مى گويد و آنچه به او گفته مى شود پس به درستى كه يا از زنا يا از شركت شيطان - در نطفه او - است .(466)
اميرالمؤمنين عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله وسلم روايت كرده كه آن حضرت فرمود: خدا بهشت را بر بى آبرو و بى شرمى كه حيا نداشته باشد، از آن چه گويد و آن چه به او بگويند، حرام زاده است ؛ زيرا اگر از احوالش بازرسى كنى ، يا از زنا است ، يا از شركت شيطان در نطفه او. به وى عرض شد: آيا در ميان مردم شركت شيطان هم هست ؟ فرمود: آيا گفتار خدا در قرآن را نخوانده اى كه به شيطان مى فرمايد: شركت كن با ايشان در مال ها و فرزندانشان .(467)
2. زنا زاده ؛
يكى ديگر از كسانى كه شيطان در شكل گيرى نطفه اش نقش داشته ، زنا زاده است . زن و مردى كه از راه زنا و فحشا به هم رسيده اند فرزندى از آنها متولد شده شرعى نيست .
عبدالملك بن اعين مى گويد: از امام باقر عليه السلام شنيدم فرمود: هنگامى كه شخصى مى خواهد زنا كند در همان وقت شيطان هم دست به كار مى شود و با وى شريك شده و عمل زنا را با هم انجام مى دهند. در همان زمان نطفه آن دو مخلوط مى شود و اولادى كه به وجود مى آيد از شيطان است .(468)
3. خريدن كنيز از مال حرام ؛
از جاهايى كه شيطان در اولاد انسان شركت مى كند، خريدن كنيز با مال حرام يا مال حرام را مهريه زن خود قرار دادن كه شيطان در اولاد او شركت مى كند.(469)
4. نگفتن بسم الله موقع جماع ؛
وقتى انسان مى خواهد با عيال شرعى خود نزديكى كند، اگر ((بسم الله )) نگويد، شيطان حاضر مى شود و با آن مرد همكارى كرده و در نطفه او شركت مى كند.(470)
5. كسانى كه اين صفات را داشته باشند؛
امام صادق عليه السلام فرمود: كسانى كه باكى نداشته باشند، از آن چه به مردم مى گويند و يا مردم به آنها مى گويند، كسانى كه باكى نداشته باشند كه مردم آنها را در حال گناه و معصيت ببينند، كسانى كه غيبت ديگران را كنند، كسانى كه عشق و علاقه به حرام دارند و آنهايى كه علاقه به زنا دارند شيطان در نطفه آنان شركت داشته است .
6. جماع در اول و نيمه ماه ؛
اميرالمؤمنين عليه السلام فرمود: اگر يكى از شما بخواهد با عيال خود نزديكى كند، بايد اول و نيمه ماه نباشد؛ زيرا شيطان هم در اين دو زمان مى خواهد صاحب فرزند شود كه مى آيد و با انسان در جماع شركت مى كند. اگر فرزندى از آنان به وجود آيد شيطان در آن شريك است .(471)
در پايان لازم است اقوال مفسرين در رابطه به شركت شيطان در اولاد انسان را بيان كنيم . راجع به آن چه خدا به شيطان فرمود: در اولاد انسان شركت كن ، ايشان چند قول گفته اند: يكى اين كه : شيطان انسان را به وسايل حرام و زنا و امثال آن دعوت مى كند.
2. وادار كردن انسان به اين كه فرزندان خود را به نام هاى بت ها بگذارند؛ مانند: عبدالعزى و عبدالات ، كه نام دو بت ، در جاهليت بود، (يعنى بنده عزى و بنده لات ).
3. اين كه فرزندان انسان را به گمراهى مى كشد مانند اين كه آنها را به كيش هاى باطل و كارهاى زشت دعوت مى نمايد.
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 10:17 | | لینک به این مطلب
سه شنبه نوزدهم تیر 1386
:. اختلاف اين دو دسته شيطان .:
ولى شيطان انسى با شما تماس دارد او را مى بينيد و صدايش را با گوش خود مى شنويد و در دل شما اثر مى گذارد! انسان را دعوت به فساد و فحشا و منكرات مى كند و آنها را مى آرايند و زينت مى دهند.
امام فخر رازى در تفسير خود مى گويد: همان طور كه شيطان جنى گاهى انسان را وسوسه مى كند و گناه را پيش تو خوب جلوه مى دهد و از كار خير تو را باز مى دارد، شيطان انسى هم همان را انجام مى دهد. فقط فرقش اين است كه شيطان جنى خودش ديده نمى شود، ولى حرفش در دل اثر مى كند و شيطان انسى هم خودش را مى شود ديد و هم حرفش شنيده مى شود و در دل اثر مى كند.
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 16:40 | | لینک به این مطلب
شنبه شانزدهم تیر 1386
:. اتحاد شياطين جنى و انسى .:
1. شيطان جنى ، انسان را به راه خلاف و گناه مى كشاند و شيطان انسى هم همين كار را مى كند.
2. شيطان جنى با لباس حق به جانبى و دل سوزانه و خيرخواهانه مى آيد كه انسان به او مشكوك نشود و حرف او را قبول كند، شيطان انسى هم با همين لباس و زبان چرب و نرم مى آيد.
3. شيطان جنى انسان را از انجام كار خير باز مى دارد و نمى گذارد آن كار را انجام دهد و او را از عاقبت آن مى ترساند. مثلا در انفاق كردن و دست گيرى از محرومان مى گويد: مال خود را انفاق نكن كه فقير خواهى شد، اگر خدا فلانى را دوست مى داشت به او هم مال و ثروت مى داد و او را بى نياز مى كرد! تو زن و فرزند دارى ، آينده تو روشن نيست ، پيرى و كورى دارى ، مال خود را بگذار براى روز تنگ دستى و سختى . شيطان انسى هم به همين دستور مى دهد.
4. وسوسه هاى شيطان جنى در قلب انسان اثر مى گذارد. وسوسه هاى شيطان انسى هم همين طور است ، تا جايى كه طرف داران شان آن وسوسه ها را وحى منزل مى دانند و تخلف از آنها را گناه نابخشودنى ، و اطاعت از آنان را اطاعت خدا مى دانند و خود را مستحق ثواب و بخشش قلمداد مى كنند.
در زمان ما هم ديديم كه وسوسه هاى سران منافقان (461) چنان در دل هواداران گذاشت كه بهترين علما و دانشمندان ، پاكان و خوبان را به شهادت مى رسانند(462) به اميد اين كه تكليف شرعى خود را انجام داده باشند و به بهشت بروند.
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 9:52 | | لینک به این مطلب
سه شنبه دوازدهم تیر 1386
:. دام هاى شيطان و شيطان صفتان .:
خدايا! اگر به من تا روز قيامت مهلت دهى ، اين موجودى را كه بر من مقدم داشتى تمام فرزندانش را گمراه خواهم ساخت و ريشه آنها را از بيخ و بن بر مى كنم و به گمراهى مى كشانم .
خداوند در جوابش فرمود: برو، و هر كدام از آنها را كه مى توانى با صداى خودت تحريك و وسوسه كن و از راه راست منحرف نما، اين برنامه خود شيطان است .
اما برنامه شيطان صفتان ؛ با نغمه هاى هوس انگيز موسيقى و خوانندگى ، تبليغات گمراه كننده و وسايل صوتى و سمعى و بصرى فاسد، مردم را به انحراف مى كشانند. مخصوصا در دنياى امروز كه دنياى فرستنده هاى راديويى و دنياى تبليغات گسترده سمعى و بصرى است كه بيش از هر زمانى مهيج تر است . چرا كه شياطين و احزاب آنها در شرق و غرب جهان ، بخش عظيمى از سرمايه هاى خود را در اين راه مصرف مى كنند، تا بندگان خدا را استعمار نمايند و از راه حق كه راه آزادگى و استقلال و تقوا است ، دور سازند و به صورت بردگانى بى اراده و ناتوان در آورند.
خداوند نيز خطاب به شيطان كرد و گفت : برو، لشكر سواره و پياده ات را به سوى آنها گسيل دار، با نهيب و فرياد خود آنها را به سوى گمراهى بخوان و از آنان كه دست ياران و مددكاران تواند كمك بگيرد.(459) شيطان صفتان و ستم گران جهان هم براى به بند كشيدن درماندگان ، ناگهان به نيروهاى تحت فرمان خود فرمان مى دهند به مناطقى كه ممكن است با مقاومت آزادى خواهان روبه رو شوند، حمله كنند. همانند آن چه امروزه قدرت هاى بزرگ و جهان خواران شرق و غرب ، نيروى ويژه اى را تدارك ديده اند تا بتوانند آنها را در كوتاه ترين مدت در هر منطقه اى از جهان كه منافع نامشروع شيطانيشان به خطر بيفتد، اعزام كنند و هر جنبش حق طلبانه اى را در نطفه خفه كنند.
باز خداوند در جواب شيطان كه گفت : همه را از راه راست بيرون مى برم ، فرمود: برو ((در اموال و اولاد آنها كه از تو پيروى مى كنند شركت جوى و شريك شو)).(460) اين هم يكى ديگر از وسايل مؤ ثر نفوذ شيطان در انسان است .
شيطان صفتان هم از همين شيوه استفاده مى نمايند و با شركت در اموال محرومان كارهايى مانند ربا، رشوه ، قمار، دزدى ، گران فروشى را رواج مى دهند. شيطان هاى جهان خوار در روزگار ما هم براى شركت در اموال مردم كشورهاى مستضعف ، برنامه سرمايه گذارى ، تاءسيس شركت ها و ايجاد انواع كارخانه ها و مراكز توليدى به راه مى اندازند و در زير پوشش آنها، انواع فعاليت هاى ناروا را انجام مى دهند. جاسوسان خود را به نام كارشناس فنى و يا مشاور اقتصادى و مهندسى ، به اين كشورها مى فرستند و با هر نيرنگى كه شده آخرين رمق آنها را مى گيرند و از رشد و بالندگى اقتصادى آنها جلوگيرى مى كنند.
شيطان صفتان هم در شكل گيرى انسان ، مانند شركت شيطان در نطفه - در صورتى كه نام خدا برده نشود - نقشى فعال دارند. مثلا در مراكز فساد و فحشا، مدارس ، دانشگاه ها، كتاب خانه ها، بيمارستان هايى كه دختر و پسر مختلط هستند و بى بند و بارى در آن جا حاكم است ، كوشاتر مى شوند.
ايجاد مراكز فساد تحت پوشش تفريحات سالم ، چون ساختن هتل هاى بين المللى و گردهم آيى ها و تفريحات به نام علمى ، سينماها و پخش فيلم هاى زننده از برجسته ترين برنامه هاى مخرب پيروان شياطين است . نه تنها فساد و فحشا را از اين طريق ترويج مى كنند بلكه نسلى منحرف و سست ، بى اراده ، بى خيال و هوس باز پرورش مى دهند. و در تار و پود فرهنگ و افكار آنها ريشه مى دوانند. به طورى كه افكار آنان به دست شياطين است و و به هر راهى كه مى خواهند مى كشانند.
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 12:59 | | لینک به این مطلب
دوشنبه یازدهم تیر 1386
:. شيطان هم اين را نمى پذيرد .:
آن دسته اى كه نه مورد قبول شيطان و نه مورد قبول خدا هستند، كسانى اند كه با آبروى مردم بازى مى كنند و با هر وسيله ممكن مى خواهند حيثيت و آبروى مؤمنان را بريزند.
يكى از صفات بسيار زشت و ناپسندى كه قرآن هم بارها آن را نهى كرده ، ريختن آبروى مردم است و حتى براى آن ، وعده عذاب و مجازات داده شده .
بردن حيثيت و آبرو، ممكن است از چند راه باشد يا با مسخره كردن مردم و خنداندن عده اى از دوستان باشد تا وسيله تفريحى فراهم شود كه نتيجه اش خود را برتر و ديگران را پست تر شمردن است .
ممكن است از راه ايجاد بدبينى و بدگمانى در ميان ديگران باشد، كه اين صفت نه تنها به طرف مقابل و حيثيت او لطمه وارد مى كند، بلكه براى خود او نيز بلايى است بزرگ ؛ زيرا سبب مى شود او از چشم مردم بيفتد. چنان كه اميرالمؤمنين عليه السلام مى فرمايد: ((كسى كه به مردم گمان بد داشته باشد از همه كس مى ترسد و وحشت دارد.))
ممكن است آبرو بردن از راه غيبت كردن ديگران باشد و اين از بزرگ ترين گناهان شمرده شده . گناه آن از عمل زنا بالاتر است ! چه غيبت با زبان باشد، چه با چشم و ابرو و اشاره .
ممكن است از راه جست و جو كردن از كار ديگران ، و به دست آوردن اسرار و افشاى آنها باشد. كه آيات و روايات زيادى در نهى از آن وارد شده .(455)
ممكن است با القاب زشت و ناپسند حيثيت شخص را لكه دار نمود و آنها را با لقب هاى زشت تحقير و كوچك نمايد و آبروى مردم را ببرد.(456)
ممكن است اشخاص را مورد لعن و عيب جويى قرار دهد و با اين وسيله مردم را بى اعتبار كند.(457) كسانى كه با يكى از اين صفات ، حيثيت و آبروى افراد را ببرند، جزو هيچ حزبى نخواهند بود، حتى حزب شيطان .
امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد: كسى كه به منظور عيب جويى و ريختن آبروى مؤمنى ، سخن بگويد تا او را از نظر مردم بيندازد، خداوند او را از ولايت خودش بيرون كرده ، به سوى ولايت شيطان مى فرستد، و شيطان هم او را نمى پذيرد.(458)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 11:59 | | لینک به این مطلب
یکشنبه دهم تیر 1386
:. شيطان همراه مد پرستان .:
مد پرستان و كسانى كه لباس هاى تنگ و زننده مى پوشند، كم بود و عقده حقارت دارند! اين ها چون نمى توانند با اعمال نيك و كار پسنديده اى ، خود را به جامعه نشان دهند، سعى مى كنند با لباس هاى زننده و قيافه اى استثنايى ، خود را انگشت نماى خاص و عام گردانند. اين ها شيطان صفتانى هستند كه به شيطان آبرو مى دهند.
خيال مى كنند اگر با ظاهرى ويژه و متمايز از ديگران در ميان مردم آشكار شوند، مى توانند محبوبيت نداشته خود را به كف آورند.
تاءسف در اين است كه 20 سال پيش از ظهور جمهورى اسلامى ، در بعضى از ادارات و ارگان ها هنوز كسانى هستند كه با اين نوع نگرش ، خودنمايى مى كنند. گويى با فرهنگ و باورهاى دينى مردم كشور خود هيچ آشنايى ندارند.
پيشوايان دين با تجمل و مدپرستى مخالف بودند، تا جايى كه جواب سلام آنها را نمى دادند و صورت خود را از آنان مى گردانيدند و مى فرمودند: شيطان با اين ها و همراه ايشان است .
در تاريخ اسلام آمده ، بعد از ظهور اسلام هيئتى از مسيحيان نجران به خدمت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم رسيدند، در حالى كه لباس هاى ابريشمى بسيار زيبا، كه تا آن زمان در اندام عرب ها ديده نشده بود، در تن داشتند و انگشتر طلا به دست كرده بودند. هنگامى كه به خدمت پيامبر رسيدند و سلام كردند، پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله وسلم جواب سلام آنان را نداد، صورت خود را برگرداند. حتى يك كلمه با آنان سخن نگفت .
از على عليه السلام در اين باره چاره خواستند و علت را پرسيدند؟ فرمود: من چنين فكر مى كنم كه اين ها بايد اين لباس ها و انگشترهاى گران قيمت را بيرون آورند، آن گاه خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله وسلم برسند. آنها هم اين كار را كردند. حضرت جواب سلام آنها را داد و با آنان سخن گفت : سپس فرمود: سوگند به خدايى كه مرا به حق فرستاده ، اولين بار است كه اين ها بر من وارد شدند، ديدم شيطان نيز همراه آنها است .(454)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 9:32 | | لینک به این مطلب
شنبه نهم تیر 1386
:. شيطان دستور آتش پرستى مى دهد .:
آتش آمد و گوسفند هابيل را سوزاند! اما دسته گندم قابيل سالم ماند؛ زيرا او قصدش اطاعت از پدر و خدا نبود. وى به منظور مسخره كردن ، اين كار را انجام داد. به خلاف برادرش كه فقط براى رضايت و اطاعت از پدر و مادر و خدا اين عمل را انجام داد.
شيطان از فرصت استفاده كرد و به قابيل گفت : مى دانى چرا قربانى تو قبول نشد و قربانى برادرت هابيل پذيرفته شد؟ قابيل جواب داد: علت آن را نمى دانم براى من بيان كن . شيطان گفت : علتش اين است كه برادرت آتش پرست بود! از اين رو، قربانى او پذيرفته شد. تو هم اگر مى خواهى قربانيت قبول افتد، بايد آتش پرست شوى و در برابر آن كرنش كنى !
قابيل گفت : من آتشى را كه برادرم پرستش مى كرد، نمى پرستم . وليكن آتش ديگرى را عبادت مى كنم و قربانى نزد او مى برم كه از من هم قبول كند.
پس از آن ، آتشكده هايى ساخت و قربانى براى آنها برد. خداى خود را رها كرد و از عبادت او سرپيچيد و آتش را تعظيم نمود و آتش پرستى را براى فرزندانش به ارث گذاشت . شيطان هم از اين كار خرسند گشت و از او خواست تا آتش پرستى را در جهان رواج دهد.
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 11:5 | | لینک به این مطلب
پنجشنبه هفتم تیر 1386
:. شيطان اولين بت را ساخت .:
هنگامى كه ابليس اين صحنه را ديد، در سيماى انسانى ، نزد آنها آمد و گفت : مى خواهيد براى شما صورتى بسازم كه وقتى به آن نگاه كنيد به ياد فرزند آدم بيفتيد؟
گفتند: آرى .
آن ملعون مجسمه اى براى آنها ساخت . بعد از آن هر يك از فرزندان آدم كه از دنيا مى رفتند، مجسمه اى ساخته و نام او را بر آن مى گذاردند. سپس با گذشت زمان ، شيطان اين مطلب را به نسل هاى بعد هم القا كرد كه نياكان شما اين مجسمه ها را مى پرستيدند، شما هم پرستش كنيد: در اين جا خداوند نوح را فرستاد تا آنها را از بت پرستى باز دارد.
اولين كسى كه بت را در ميان عرب برپا داشت ، ((عمرو بن لحى )) از قبيله ((خزاعه )) بود. او براى انجام كارى به شام رفته بود. در آن جا گروهى را ديد كه بت مى پرستيدند. وقتى از آنها توضيح خواست ، گفتند: ما اين بت ها را پرستش مى كنيم . از آنها باران مى خواهيم ، به ما باران مى دهند. يارى مى طلبيم ما را يارى مى كنند. گفت : ممكن است يكى از اين بت ها را به من دهيد تا به سرزمين عرب ببرم ؟! آنها بتى به نام ((هبل )) كه از عقيق و به صورت انسانى ساخته شده بود به او دادند. آن را به مكه آورد و داخل كعبه نصب كرد. مردم را به عبادت آن فرا خواند. از آن پس ، افرادى كه از سفر مى آمدند، پيش از آن كه به خانه خود بروند بعد از طواف خانه خدا به سراغ بت مى رفتند.(453)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 11:49 | | لینک به این مطلب
دوشنبه چهارم تیر 1386
:. ستايش شيطان از زن ها .:
وقتى نيكان بر من غالب شدند و لشكريانم را تار و مار كردند، پيش زنها مى روم ، قلبم روشن و غضبم تمام مى شود. اگر زن ها از ذريه آدم نبودند، من آنها را سجده مى كردم آنان سرور من هستند، جايگاه آنان گردن من است ، آنان را بر گردن خود مى نشانم .
اگر خواسته اى داشته باشند، نه با پا، بلكه با سرانجام مى دهم ؛ چون ايشان مايه اميد، قوت كمر، نگه دار، تكيه گاه ، مورد وثوق ، و فرياد رس من هستند.(452)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 19:31 | | لینک به این مطلب
یکشنبه سوم تیر 1386
:. شيطان اولين كافر .:
فسجد الملائكة كلهم اجمعون الا ابليس استكبر و كان من الكافرين
در آن هنگام - كه روح در آدم دميده شد ((همه فرشتگان - او را - سجده كردند به جز ابليس كه تكبر ورزيد و او از كافران بود!)).(451)
در اين كه شيطان كافر است شكى نيست ، اما راجع به كفر شيطان كه چه چيز باعث آن شد، آيا سجده نكردن باعث آن شد؟ يا حسد بردن بر مقام و منزلت آدم ؟ يا براى معصيت و فسق او؟ هيچ كدام از اين ها باعث كفر شيطان نبود؛ زيرا اگر بگوييم براى سجده نكردن بر آدم بوده ، بايد هر كس هم ، به او دستور سجده داده شده و سجده نكند كافر باشد و چنين نيست . اگر براى حسد باشد، بايد هر كس كه در دنيا حسد ورزيد كافر باشد در حالى كه حسودان زياداند و اين هم درست نيست . اگر براى معصيت و فسق او باشد آن هم صحيح نيست ؛ زيرا هر كسى كه در دنيا گناه و معصيت كند بايد كافر باشد و اين هم درست نيست .
فقط مى توان كفر او را به خاطر اين دانست كه به خدا نسبت ظلم و جور داد و معتقد بود كه خدا درباره او ستم كرده ، چون فكر مى كرد از آتش آفريده شده و آتش از خاك برتر است و خداوند كه فرمود: آدم را سجده كن مى خواسته او را تحقير و كوچك كند.
از اين رو، وقتى خداوند به او فرمود: چرا آدم را سجده نكردى ؟ دليلى كه آورد اين بود؛ مرا از آتش خلق كردى و او را از خاك . با اين سخن مى خواست هم حكمت خدا را نفى كند، هم امر او را بى پايه بشمارد.
از لحن قول ابليس چنين نتيجه گرفته مى شود كه آن ملعون ، براى خود حاكميت و استقلال در مقابل حاكميت پروردگار قائل بوده و اين سرچشمه از نافرمانى ها و كفر است .
كفر شيطان از درهم آميختگى خودخواهى ، نادانى و حسد او نشاءت مى گرفت . همه اين ها دست به دست هم داد و سرانجام سر از كفر بيرون آورد. او را كه ساليان دراز هم نشين ملائكه بلكه معلم آنان بود، از اوج قدرت و افتخار پايين كشيد. كفر خودخواهى سرچشمه حسادت ، و حسادت سرچشمه كينه توزى ، و كينه توزى عامل خون ريزى و جنايات ديگر است .
كفر شيطان جلوتر از شرك او است . آن ملعون با سرپيچى از دستورهاى خداوند از دين روگرداند و اول كافر شد؛ چون نخست آدم را سجده نكرد و سپس مشرك شد و راهى را در پيش گرفت كه غير از راه خدا بود.
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 10:55 | | لینک به این مطلب
جمعه یکم تیر 1386
:. شيطان پرستان .:
از آن پس ((معبد)) خود را از آن جا به نيويورك برده ، به طور مخفى و براى اينكه كسى آنها نشناسد - كه شيطان پرست هستند در آن جا زندگى مى كنند، تا اين كه ((اسعد افندى )) مالكى با يكى از رؤ ساى آنها دوست شد و به هر وسيله بود به ((معبد)) آنها رفت و گفت : در آن جا مجسمه شيطانى به رنگ سرخ و داراى دو شاخ و دم طولانى بود كه همانند افعى غضب ناك به نظر مى رسيد. شيطان پرستان در اواخر شب مشغول عبادت ابليس مى شدند. ((افندى )) مى گويد: در همان شب كه من داخل ((معبد)) آنها راه يافته بودم زنى مى خواست به دين آنها در آيد. (من در آن هنگام بسيار ناراحت بودم كه چطور زن ها را به دام خود مى اندازند).
خلاصه ، زن نزديك ((مطران )) رئيس شيطان پرستان آمد. او به زن دستور داد به نماز ايستد و به ركوع رود. زن ركوع كرد. بعد به او گفت : دست ها را بلند كند، سپس ((مطران )) به زن چيزهايى تلقين كرد كه از كفر ابليس هم بدتر بود. ايشان در نماز خود خطاب به مجسمه شيطان كرده و مى گويد: اى نور! به احترام و محبت خودت وجود ما را نگه دارى كن ؛ چون تو خلاصه و چكيده صلح و صلاحى . تو اى ابليس ! نور ابدى هستى ، روح و جسم من در اختيار تو است !
از يكى شان پرسيدم : چه معنى دارد كه شما شيطان را پرستش مى كنيد و او را خداى خود مى دانيد؟!
گفت : به جهت آن كه ما از عبادت ابليس لذت مى بريم ، ولى از عبادت خالق منان ، آن لذت را نمى بريم .
وقتى قانون و كتب دينى و آسمانى خدا را مى خوانيم ، همه اش ترس و خوف از آخرت است ، انسان را از هر چه كه لذت و كيف دارد باز داشته ، لذا دلهاى ما به سوى آنها گرايش ندارد و از عبادت خدا لذت نمى بريم . اما شيطان عكس او است ؛ زيرا تمام چيزهايى را كه حرام است ، تمام لذتها و اموال و محارم و شهوات را براى ما مباح و حلال كرده ، ما هر چه را دوست داريم و ميل ما مى كشد جايز دانسته ، پس عبادت شيطان را بر عبادت خداى رحمان مقدم داشتيم .(449)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 18:39 | | لینک به این مطلب

