تبليغاتX
: :همه چیز در مورد شیطان: :
شنبه نوزدهم آبان 1386
:. شيطان و سلمى .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
وقتى هاشم و مطلب براى خواستگارى ((سلمى )) به مدينه آمدند، پيش ‍ پدر سلمى رفتند و مطلب خود را بيان كردند، ((سلمى )) و پدرش رضايت دادند، شيطان به صورت پيرمردى در آمده به سلما گفت : من از اصحاب هاشم هستم براى نصيحت و خيرخواهى پيش تو آمده ام . هاشم ، اگر چه در زيبايى در آن مرتبه است كه مى دانى ، وليكن چند صفت زشت در او وجود دارد. از جمله : بسيار بخيل و مال دوست و به زنان كم رغبت است . زنى را كه بسيار دوست دارد بيشتر از دو ماه نگاه نمى دارد. زنان بسيارى گرفته و همه را طلاق داده است . ديگر اين كه او در جنگ ها ترسو است و شجاعت ندارد، ((سلمى )) گفت : اگر آن چه در حق او مى گويى راست باشد، اگر قلعه هاى خيبر را براى من پر از طلا و نقره كنند در او رغبت ننمايم او را نخواهم پذيرفت . شيطان لعين اميدوار شد و در پوشش شخصى ديگر از اصحاب هاشم نزد ((سلمى )) آمد و مانند آن افسانه ها را بار ديگر بر او خواند! باز در لباس شخص سومى نزد او رفت ، و همان حرف هاى گذشته را تكرار كرد. وقتى پدر سلمى نزد او آمد، او را غمگين يافت . گفت : اى سلمى چرا اندوه گينى ؟ امروز هنگام شادى و كاميابى تو است ، عزت و كرامت ابدى ، براى تو فراهم گرديده است .
سلمى گفت : اى پدر! مى خواهى مرا به ازدواج شخصى در آورى كه به زنان ميلى ندارد و آنان را طلاق مى دهد؟ او آدمى ترسو است ، در جنگ ها شجاعت ندارد. پدر سلمى چون اين سخن را شنيد، خنديد و گفت : اى سلمى ! هيچ يك از آن صفاتى كه گفتى در اين مرد وجود ندارد. مردم به بخشش و گذشت او مثل مى زنند، از بسيارى طعام كه به مهمانان خورانيده و از بسيارى گوشت و استخوان كه براى ايشان فرستاده ، او را هاشم ناميده اند. هرگز زنى را طلاق نداده و در شجاعت شهره آفاق است ، در خوش رويى و خوش خويى نظير ندارد. آن كه اين سخنان را به تو گفته شيطان بوده است .
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 9:31 | | لینک به این مطلب
جمعه چهارم آبان 1386
:. شيطان باز هم به عيسى طمع دارد .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
روزى شيطان جلوى حضرت عيسى عليه السلام ظاهر شد و عرض كرد:اى كسى كه آدم هاى كور را شفا مى دهى ! مريض ها را از بيمارهاى كشنده مى رهانى و مرده ها را زنده يم كنى ! - اگر راست مى گويى - خود را از كوهى بلند بينداز و خود را حفظ كن كه صدمه به تو و جان تو نرسد. حضرت عيسى عليه السلام فرمود: مى خواهى مرا بفريبى كه اقدام به خودكشى كنم و مورد غضب خداوند واقع شوم و مخلد در آتش باشم . بعد فرمود: تمام كارهايى كه از من صادر مى شود به اذن خدا است و از خود نمى توانم كارى انجام دهم .(522)
در اين جا شيطان لعين از روى فريب و شيطنت خود به زبان خيرخواهى و نصيحت به آن حضرت چنين گفت : اگر اين كار را انجام دهى و خود را از بالاى كوه پرت كنى ، مردم به تو علاقه بيشترى پيدا مى كنند و ايمان آنها محكم تر مى شود و آنان كه هنوز ايمان نياورده اند، ايمان خواهند آورد.
با اين نيرنگ مى خواست عيسى بن مريم (ع ) را وادار به خودكشى كند و در نتيجه ، به عقوبت الهى گرفتار شود و اگر كشته نشد، لااقل يك عمل غير عقلانى و خلاف دستور خدا انجام داده باشد. (شيطان را همين بس كه پيغمبرى از پيامبران الهى را وادارد كه كه اگر شده كار پسنديده اى را ترك نمايد.)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 13:14 | | لینک به این مطلب