تبليغاتX
: :همه چیز در مورد شیطان: :
یکشنبه چهارم فروردین 1387
:. شيطان در ميان شاه درخت .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
شيطان نه تنها براى منحرف كردن مردم درون بت مى رود، بلكه براى گمراه نمودن آنان به ميان درخت رفته و از آن جا با مردم جاهل سخن مى گويد و آنا را از خدا دور و عليه پيامبرش تحريك مى كند. مانند سخن گفتن او با اصحاب ((رس )) از ميان شاه درخت .
اصحاب ((رس )) قومى بودند بعد از سليمان بن داود در منطقه در مينيه آذرباييجان ، يا در بلاد مشرق ، يا انطاكيه و در اطراف يمامه زندگانى مى كردند. اميرالمؤمنين در تفسير آيه
((و اصحاب الرس و ثمود و قرونا بين ذالك كثيرا))
مى فرمايد: اصحاب ((رش )) پس از طوفان نوح عليه السلام درخت صنوبرى (528) به دست يافت بن نوح عليه السلام كنار چشمه ((روشن آب )) كشت شده بود، اصحاب ((رس )) آن را عبادت مى كردند!
آن جمعيت در دوازده آبادى سر سبز و خوش آب و هوا به نام هاى آبان ، آذر، دى ، بهمن ، اسفند، فروردين ، ارديبهشت ، خرداد، تير، مرداد، شهريور ساكن بودند كه بزرگترين آبادى اسفندار ((و شاه درخت )) در كنار آن بود. در بيرون هر آبادى شاخه اى از صنوبر را كاشته و نهرى را از همان ((روشن آب )) از كنار آن درخت جارى ساخته بودند.
مردم هر ماه در يك آبادى عيد گرفته و جشن و پاى كوبى برگزار مى كردند. قربانى ها كرده و داخل آتش مى انداختند. وقتى دود آن قربانى ها بلند مى شد در مقابل درخت صنوبر به سجده افتاده ، گريه و زارى مى كردند و درخواست آمرزش گناهان خود را مى نمودند!
در اين هنگام ، شيطان با صداى نازكى از ميان درخت با آنان صحبت كرده و مى گفت : اى بندگان ! من از شما راضى شدم ، شما را بخشيدم و از گناهان شما در گذشتم سر از خاك برداريد.
وقتى مردم اين بشارت را مى شنيدند را مى شنيدند از خوشحالى به رقص و پاى كوبى مى پرداختند، شرب خمر مى نمودند تا روز به پايان مى رسيد و متفرق مى شدند.
هنگامى كه عيد نوروز فرا مى رسيد جمعيت دوازد آبادى ، در شهر اسفندار كنار صنوبر بزرگ (شاه درخت ) اجتماع مى نمودند و جشن و سرور بيشترى بر پا مى كردند، قربانى هاى زيادترى كرده و گريه ها و ناله هاى بيشترى سر داده و سجده هاى طولانى ترى مى كردند. در اين بين شيطان با صداى بلندتر و خشن ترى آنان را به آمرزش گناهان ، عفو و مغفرت ، بهشت و نعمت هاى آن وعده مى داد.
آن بيچاره ها از خوشحالى سر از پا نمى شناختند و به لهو و لعب مشغول مى شدند به رقص و پاى كوبى بيشترى مى پرداختند. اين كار تا 13 روز ادامه داشت در روز سيزدهم متفرق شده و به آبادى هاى خود بر مى گشتند.
وقتى شيطان آنان را به گمراهى كشانيد و در گناه و معصيت غرق كرد، خداوند پيامبرى به نام ((حنظله )) بر ايشان فرستاد. آنها هم پيامبر را در چاه زندانى كردند. خدا بر آنان غضب كرد و به بدترين عذاب مجازاتشان نمود.(529)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 23:1 | | لینک به این مطلب