تبليغاتX
: :همه چیز در مورد شیطان: :
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385
:. شمشير شيطان .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
پس برنده ترين سلاح كه شيطان مى تواند به آسانى با كمك آن به آرزوهايش ‍ برسد، زن است و اين سلاح ، فراوان و همه جا يافت مى شود.
امير المومنين عليه السلام مى فرمايد: فتنه و فساد از چند چيز بلند مى شود. يكى از آنها از دوستى بى حد به زنان و علاقه و محبت زياد به ايشان است . و آن هم شمشير برانى براى شيطان خواهد بود. كسى كه علاقه و محبت بيش ‍ از حد به زنان داشته باشد، بايد بداند كه بهره اى از عيش و زندگى خود نمى برد.(214)
پس شيطان با اين حربه بران :
عزيزان را كند كيد زنان خوار
به كيد زن مبادا كس گرفتار
تاريخ نمونه هايى زيادى دارد كه نشان مى دهد انسانها به خاطر علاقه زيادى كه به زن خود داشته اند سقوط نموده و دين و دنياى خود را از دست داده اند؛ زيرا وقتى كه انسان دل بستگى زيادى به زن خود داشته باشد عيب هايش را نمى بيند؛ در نتيجه همسرش نيز از او سوء استفاده مى كند. در اين جا نمونه هايى از اين افراد را مى آوريم كه در پى آن جنايات و كشتارهايى هم رخ داده است .
از محبت و علاقه به زن بود كه حضرت آدم عليه السلام از بهشت بيرون شد، هنگامى كه شيطان از آدم ، نااميد گشت سراغ حوا رفت و وى را فريفت .(215)
از علاقه و محبت به زن بود كه قابيل كينه برادر را به دل گرفت و سرانجام او را كشت . در بعضى از روايات آمده : حوريه اى براى هابيل و زن جنيه اى براى قابيل آمد و همين باعث نزاع ايشان شد.(216)
و باز از نااهلى زن بود كه نوح پيغمبر همواره ناسزا و زخم زبان هاى مردم را بايد تحمل مى كرد.(217)
از رفتارهاى زن بود كه خانه لوط نبى به خاطر يورش عده اى ناامن مى شود و آن پيغمبر عظيم الشاءن و مظلوم مجبور مى شود به آن مردم پست پيشنهاد دهد كه به خانه و مهمانانش حمله نكنند و دخترانش را با اجراى عقد به آنان بسپارد.(218)
و هم چنين از نيرنگهاى زن بود كه عزيز مصر ((يوسف صديق )) را هفت سال در زندان نگاه داشت و از زندگانى اجتماعى محروم كرد.(219)
از دل دادگى به زن بود كه قدار بن سالف به در خواست آن زن ناباب ، شتر صالح پيغمبر را پى كرد كه عذاب نازل شد و تمام قوم هلاك شدند.(220)
از علاقه به زن بود كه بلعم با عورا به دستور عجوزه خود به كوه رفته و حضرت موسى عليه السلام پيامبر بزرگ الهى را نفرين مى كند كه هم موسى و هم قومش چهل سال در بيابان در ميان سرما و گرما حيران مى شوند و هم عبادات و اعمال صالحش از بين مى رود. تا جايى كه قرآن او را تشبيه به سگ نموده است .(221)
از محبت و علاقه به زن بود كه بايد سر يحياى پيغمبر از بدن جدا شود و مهريه عروس گردد و براى خون به ناحق ريخته آن حضرت هفتاد هزار نفر از مردم آن زمان به دست ((بخت النصر)) قتل عام مى شوند و آن هم خون ريخته شود.(222)
نيز از وسوسه زن بود كه جگر حمزه به دستور ((هند)) جنايت كار و زناپيشه از پهلويش بيرون آورده شود و بدنش مثله گردد.(223)
و به واسطه زن بود كه در خيبر به پيامبر اسلام (ص ) زهرا خوانده مى شود و آن زن ناپاك يهودى از روى هوى و هوس يا به دستور عده اى حضرت را مسموم مى كند.(224)
و با پادر ميانى زن بود كه عبدالرحمن بن ملجم مرادى به دستور قطام ، آن زن بد سيرت ، دست به قتل بزرگ مرد تاريخ اميرالمؤمنين عليه السلام زد و آن جنايت بزرگ را مرتكب شد، و امت پيغمبر را بى امام و رهبر نمود.(225)
از خودخواهى هاى زن بود كه جنگ هاى خونينى در تاريخ بشريت واقع شد و خونهاى زيادى از بى گناهان ، روى زمين ريخته شد، مانند جنگ جمل كه حدود سى هزار نفر از امت اسلامى قتل عام شدند و به دنبال آن جنگ صفين و نهروان پيش آمد و عايشه تعزيه گردان آن و آغازگرش بود.
از ناپاكى هاى زن بود كه فرزند بزرگ پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله به شهادت رسيد، و معاويه مخفيانه زهر هلاهل با مقدارى پول براى زن امام حسن عليه السلام ((جعده )) ملعونه ، دختر اشعث بن قيس ، مى فرستد كه آن ناپاك زهرا را به فرزند فاطمه داد و جگر آن حضرت را پاره پاره كرد.(226)
از خود محورهاى زن بود كه بدن امام حسن مجتبى عليه السلام تير باران شد و مروان حكم ملعون و مطرود هم ، عايشه را خبر مى كند و او هم دستور مى دهد بدن امام را آماج تير قرار دهند.(227)
از نامباركى زن بود كه بايد به امام محمد تقى (ع ) در سن 25 سالگى زهر خورانده شود و ام الفضل دختر ماءمون عباسى و همسر آن حضرت به دستور عموى خود گرداننده آن مى شود و امام را مسموم نمايد.
و هزاران جنايت و قتل و كشتار كه واقع شده و در همه آنها دست خونين زن آشكارا يا پنهانى در آن ديده مى شود كه پرداختن به همه آنها از حوصله اين كتاب بيرون و تاريخ همه آنها را ضبط كرده است .
واقعا، شيطان شمشير برانى دارد، و اين ما هستيم كه بايد از آن بپرهيزيم و دچارش نشويم .
هر فسادى را ببينى در جهان
او زشومى زنان مى دان عيان
چند با آدم بليس افسانه كرد
تا كه حوا گفت ، بخور آن دم بخورد
يوسف از مكر زليخاى جوان
ماند در زندان براى امتحان
نوح بر تابه چون بريان ساختى
واهله برتا به سنگ انداختى
لوط را بدهم چنين زن فاجره
خوانده باشى قصه آن كافره
اولين خون در جهان ظلم و داد
در كف قابيل بهر زن فتاد

نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 11:41 | | لینک به این مطلب