تبليغاتX
: :همه چیز در مورد شیطان: :
سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385
:. زنجير شيطان .:
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ
 
شيطان هم مثل سردمداران ستم ، براى مهار و تسليم كردن و بازداشتن از راه حق و كشاندن انسان به سوى خود، زنجيره هايى دارد كه آنها را به گردن انسان مى اندازد و ايشان را به راهى كه بخواهد مى كشاند.
آن زنجيره ها عبارت اند از دوستى دنيا، رياست خواهى ، شكم بارگى ، زن دوستى ، خواب و تن آسايى ، آدم را به گناه مى كشاند. امام صادق عليه السلام هم فرمود: اولين چيزى كه به وسيله آنها معصيت خدا شده همين دوستى ها بوده است .(230)
بنا به گفته قرآن و احاديث معصومان عليهم السلام : دوستى دنيا زنجيرى است كه از همه دوستى هاى ديگر محكم تر و خطرناك تر، اصل و ريشه هر معصيت ، اول هر گناه ، اول هر فتنه ، بزرگ ترين گناه ، و سرچشمه هر فتنه و فسادى است . سر آمد همه دوستى ها كه باعث معصيت خدا مى شود، دوستى دنيا است .
از امام زين العابدين سؤال شد: كدام عمل در پيشگاه خداوند افضل است ؟
فرمود: هيچ عملى بعد از شناخت خدا و پيغمبر بهتر از بغض و كينه دنيا نيست ؛ زيرا هر فتنه و فسادى كه در عالم مى شود از دوستى دنيا سرچشمه مى گيرد. زن دوستى ، رياست خواهى ، راحت طلبى ، دوستى كلام و سخن گفتن ، چاپلوسى ، خود برتر بينى ، دوستى مال و ثروت و تمام اينها در دوستى دنيا جمع اند.(231)
شيطان با اين زنجيرها به ويژه زنجير دنيا خواهى ، همه مردم مگر عده اى اندك را به گناه و معصيت مى كشاند.
نقل شده : روزى شخصى شيطان را ديد كه زنجيرها، طناب ها، بندهاى كلفت و نازك را بار الاغ خود كرده و از راهى مى رود. سؤال كرد: اينها چيست و كجا مى روى ؟ در جواب گفت : اين ها دام هاى من است و به وسيله اينها مردم را به بيراهه مى كشانم .
آن شخص از يكايك دام ها و زنجيرها پرسيد. او گفت : هر كدام از اين ها براى شخصى است . گفت : دام من كدام است ؟ جواب داد تو احتياج به دام ندارى ، خودت بدون دام دنبال من مى آيى .
پرسيد: آن زنجير بسيار محكم از كيست ؟ شيطان گفت : از شيخ مرتضى انصارى است . ديشب سه بار آن زنجير بسيار محكم را به گردن ايشان انداختم ، در هر سه مرتبه او آن را گسست و پاره كرد.
مى گويد: بعد از اين قضيه ، پيش شيخ انصارى رفتم و داستان را براى ايشان نقل كردم . فرمود: درست است . من ديشب پول براى خريدن غذا نداشتم ، اما سه مرتبه تصميم گرفتم از وجوهاتى كه پيشم بود بردارم و غذايى بخرم ، ولى هر سه مرتبه فكرى به خاطرم رسيد و از دست زدن به آن چشم پوشيدم و گرسنه شب را به پايان رساندم و اين ، همان زنجيرى بود كه از شيطان پاره كردم .(232)
نوشته شده توسط : : سید هادی : : در 11:54 | لینک به این مطلب